ضدانقلاب و بیست سرویس اطلاعاتی که جریان «زن، زندگی، آزادی» را پشتیبانی میکردند در اولین سالگرد این اغتشاشات حتی در خلق تصویر مجازی نیز ناکام ماندند.
تصویر دوم تعدادی دیگر از مردم بودند که از فرصت تعطیلات استفاده کرده و برای استراحت به مسافرتهای تفریحی و سیاحتی رفتند. این جماعت نیز در صحنه عمل توجهی به فراخوانها نداشتند و برایشان اهمیتی چندانی نداشت که خارج از کشور چه درخواستی از آنها دارد.
تصویر سوم شامل اکثریت همه مردم ایران میشود که دیروز برای اعتراض به خیابان نیامدند و بیش از 99 درصد مردم مشغول کارهای روزمره و یا حداقل غیر از تجمع و اعتراض بودند. این عدم حضور اعتراضی بزرگترین تصویر مردمی دیروز ایران زمین بود. تصویر بزرگی که شامل اکثریت مطلق جامعه ایران میشود و با آشوب، اغتشاش، ناامنی و اقدامات ضدامنیتی عدم همراهی عملی داشتند.
بنابراین با وجود این سه تصویر بزرگ، تمام جریان «زن، زندگی آزادی» و به خصوص لیدرهای داخلی و خارجی آن چه تصویری خلق کردند و در کجای تصویر مردمی ایران بودند؟! جواب دقیق این است که در خلق کوچکترین تصویر مردمی ناکام ماندند. اساسا تمام اپوزیسیون حتی با تابلو جدید دروغین «زن، زندگی، آزادی» در خلق تصویر مردمی ناتوان هستند و به خصوص در مواقعی که نقاب بزک کرده آنها به زمین میافتد، اقلیتترین وضعیت ممکن را در جامعه ایرانی پیدا میکنند.میتوان گفت اپوزیسیون در سالهای اخیر بیش از آنکه تصویر مردمی داشته باشد، تصویر مجازی و رسانهای داشته است. بماند که جریان ضدامنیتی و ضدفرهنگی، «زن، زندگی،آزادی» بیش از نود درصد آن مجازی بود و ما به ازای حقیقی نداشت، هرچند اندک زمانی توانسته بود بخش اندکی از جامعه را تحت تاثیر قرار بدهد.
اما سوال اساسی و مهم این است که چرا ضدانقلاب و بیست سرویس اطلاعاتی که جریان «زن، زندگی، آزادی» را پشتیبانی میکردند در اولین سالگرد این اغتشاشات حتی در خلق تصویر مجازی نیز ناکام ماندند؟!
