دو سارق حرفهای که پس از آزادی از زندان، دوباره به دنیای خلاف بازگشتهاند، در گفتوگویی عجیب پرده از سالها سرقت، توبهنامهای برای ترک خشونت و همدستی با عاملان قتل دانشجوی کوی دانشگاه تهران برداشتند. یکی از متهمان میگوید: «چاقوهایمان را انداختیم توی سطل زباله، اما راه نان درآوردنمان هنوز همین است!»
جوان آنلاین: چندی قبل گزارشهای متعدد از سرقتهای خشن در شمال و مرکز تهران به مأموران پلیس رسید. یکی از شاکیان گفت: «هوا تازه تاریک شدهبود و من از محل کارم بیرون آمدم تا به خانه بروم. هنوز چند قدمی مانده بود به خیابان اصلی، صدای موتورسیکلتی از پشت سر شنیدم. موتورسیکلت دو سرنشین داشت و دوری زدند و راه مرا سد کردند و از موتورشان پیاده شدند. متوجه شدم در تاریکی شب و خلوتی کوچه در دام زورگیرانی گرفتار شدهام. راه فرار نبود، اما فکر نمیکردم سارقان علاوه بر سرقت تلفن همراه و اموالم مرا به باد کتک بگیرند. دو مرد جوان که نقاب به صورت داشتند، وقتی فهمیدند من قصد دارم به داخل خیابان فرار و درخواست کمک کنم، مرا به شدت کتک زدند به طوری که از درد به خود میپیچیدم و پس از سرقت هم مرا به همان حال و روز رها و به سرعت فرار کردند.»
نقاب از صورت افتاد
با طرح شکایت مرد جوان، تحقیقات از سوی مأموران اداره هجدهم پلیس آگاهی آغاز شد و خیلی زود مشخص شد پای دو موتورسوار نقابدار در میان است، سارقانی که در سکوت، تاریکی و سرعت، اموال قیمتی طعمههایشان را به زور میگیرند. بررسیها نشان داد این دو سارق حرفهای، با پوشاندن شماره پلاک موتور و استفاده از ماسک بهداشتی، ردپایی از خود به جا نمیگذارند. قربانیان اغلب رهگذران تنها در کوچهپسکوچهها بودند، کسانی که موبایل، کیف یا لپتاپ همراه داشتند. سارقان زورگیر شیوه ابتداییشان زورگیری بدون درگیری بود، اما وقتی کسی مقاومت میکرد، با ضرب و شتم شدید آنها مواجه میشد تا بتوانند نقشهشان را عملی کنند. سارقان همچنان در تاریکی شب میتاختند و هر روز به شاکیان آنها افزوده میشد، اما حرفهای بودند و هیچ ردی از خود به جای نمیگذاشتند تا اینکه در یکی از آخرین سرقتها، نقاب از چهره یکی از سارقان افتاد و همین موضوع سرنخی برای شناسایی و دستگیری آنها شد. مالباخته، تصویری دقیق از چهره او را برای چهرهنگاری ارائه داد و پلیس توانست با بررسی بانک اطلاعات مجرمان سابقهدار، هویت یکی از آنها را شناسایی کند. از سوی دیگر دوربینهای مداربسته اطراف محل حادثه هم گواه بر سابقهدار بودن سارقی داشت که نقاب از صورتش افتادهبود.
متهم احسان نام داشت و بررسی پروندهاش نشان داد او مدتی قبل همراه سارق سابقهدار دیگری به نام کیوان از زندان آزاد شدهاند. همهچیز روشن شد و راز سرقتهای سریالی احسان و کیوان در تاریکی شبها فاش شد و دو متهم تحت تعقیب قرار گرفتند. مأموران در ادامه، پاتوقهای احتمالی سارقان را که سالها سابقه کیفقاپی و موبایلقاپی در پروندهشان بود، به صورت نامحسوس تحتنظر گرفتند و سرانجام در عملیاتی غافلگیرانه دو متهم را دستگیر و به اداره پلیس منتقل کردند.
