۱۳۹۹/۰۳/۲۷

زینب، عمران، جهانگیر و حالا آرمین. مرگ برای آنها راه نجات از فقر و مصیبتهای آن بود، رنج زیستن در فقر مدام اما آنجا دردناکتر میشود که کوتاهزمانی پس از خودکشی زینب، دختر 11 ساله ایلامی حالا مرگخودخواسته بشود، راه چاره کودکی دیگر آن هم 11 ساله اما ساکن حاشیههای شهر کرمانشاه، جایی که شهره است به کارگاههای جمعآوری و بازیافت زباله.
زينب، عمران، جهانگير و حالا آرمين. مرگ براي آنها راه نجات از فقر و مصيبتهاي آن بود، رنج زيستن در فقر مدام اما آنجا دردناكتر ميشود كه كوتاهزماني پس از خودكشي زينب، دختر 11 ساله ايلامي حالا مرگخودخواسته بشود، راه چاره كودكي ديگر آن هم 11 ساله اما ساكن حاشيههاي شهر كرمانشاه، جايي كه شهره است به كارگاههاي جمعآوري و بازيافت زباله، جايي كه كودكانش از همان روزهاي اول كودكي را فراموش ميكنند، مانند خود آرمين يا سر چهارراه شيشه پاك ميكنند، يا مثل خواهر كوچكش ميشوند ابزار دست مادربزرگ براي گدايي، رشد و نوجواني نيز در اين محله سرنوشتي جز سرنوشت برادر بزرگتر آرمين ندارد: كانون اصلاح و تربيت.

