گروه سینما و تلویزیون: فیلم ˝پدر آن دیگری˝ به کارگردانی یدالله صمدی اکران عمومی است؛ فیلمی که سال گذشته در بخش مسابقه سینمای ایران نبود و همین موضوع باعث دلخوری این کارگردان پیشکسوت سینما شد، اما او معتقد است اگر فیلمی بخواهد دیده شود، مردم آن را خواهند دید و استقبال خواهند کرد.
به گزارش بولتن نیوز، صمدی در عرصه سینما، کارگردان فعالی بوده و اکثر فیلمهای او از فیلم “آپارتمان شماره 13” تا “معجزه خنده” جزو پرفروشترین فیلمهای دورهای از تاریخ سینما لقب گرفتند. او در کنار کارگردانی در دورههای مختلف داور جشنوارهها بوده و چهار سال هم ریاست رئیس کانون کارگردانان سینما را به عهده داشت.
“پدر آن دیگری” با بازی حسین یاری و هنگامه قاضیانی درباره شهاب است که تا شش سالگی توانایی تکلم پیدا نکرده است. او فقط میتواند با مادرش ارتباط خوبی برقرار کند. اطرافیان او را کندذهن میخوانند و تمسخر میکنند. شهاب این تمسخرها را با آسیب رساندن به اطرافیان جبران میکند و…
صمدی میگوید مضمون فیلم به گونهای است که مردم قطعاً آن را دوست خواهند داشت. یدالله صمدی با حضور در خبرآنلاین از دورههای مختلف سینما تا کمبود سالنها صحبت کرد.
چه شد که فیلم شما به بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر راه پیدا نکرد و در بخش خارج از مسابقه به نمایش درآمد؟
هنوز دقیق و شفاف نمیدانم که پشت پرده این اتفاق چه بود، اما نتیجه این تصمیم نابخردانه این بود که حامی مالی فیلم که ذوق شرکت در جشنواره را داشت، خود را کنار کشید و گرفتاری زیادی برای من ایجاد شد. نکته دیگر اینکه من در دورههای مختلفی از جشنواره فجر به عنوان داور و یا هیئت انتخاب حضور داشتم. فضایی بیرون جشنواره حاکم است که همه اول فیلمهای بخش مسابقه را میبینند بعد اگر موفق نشوند، فیلمهای خارج مسابقه را. حتی اصحاب رسانه برای فیلمهای خارج مسابقه نمیمانند. البته برای فیلم من ماندند.
در جشنواره پارسال خیلی دیر اعلام کردند پیشکسوتان خارج از مسابقه هستند. شما با این موضوع موافق بودید که پیشکسوتان به دلیل حضور فیلمسازان جوان از بخش مسابقه سینمای ایران خارج شوند؟
این هم بهانه غلطی بود که هیئت انتخاب در توجیه تصمیمش از آن استفاده کرد. مسعود جعفری جوزانی و کمال تبریزی و بهروز افخمی هم سن و سال من هستند. اما در بخش مسابقه بودند. چه اتفاقی پشت پرده است نمیدانم! البته مسعود جعفری جوزانی اعتراض کرد. حتی دو بار روی خط برنامه “هفت” آمد و اعتراضش را اعلام کرد. از طرفی رسول صدرعاملی هم که داور بود، به من پیام داد که من اشتباه کردم و دیگر داوری را قبول نمیکنم، اما بعد از جشنواره فیلم فجر در جشنواره فیلم شهر هم داور بود و همانجا هم فیلم نادیده گرفته شد! من معتقدم سینماگران هم مقصر بعضی از اتفاقات هستند. فقط مسئولین تقصیر ندارند. ما داریم زیر پای هم پوست موز میاندازیم.
شما از دهه 60 سیمرغهای متعددی گرفتید. با مدیران مختلف کار کردید. ارزیابی شما از این دوره فعالیت مدیران سینما چیست؟
مسائل مختلفی دستبهدست هم داده و این بلا سر سینما آمده است. شرایط اجتماعی، سیاسی در کل دنیا وجود دارد که نمیشود آنها را بسط داد. فشارهایی که از بیرون به سینمای ما تحمیل میشود. فشارهایی هم از مدیریت و مسئولین سینما تحمیل میشود که متأسفانه آنها هم نزدیکان و دوستانی دارند که به آنها بیشتر توجه میکنند. بین خودمان، اصناف و خانه سینما هنوز مشکل وجود دارد. یعنی یک اتحادیه تمام و کمال نداریم. من تنها فریاد خودم را نمیزنم.
باید اتحادیهای باشد که یکصدا حرفهایمان را در آنجا به گوش مسئولان برسانیم. چه برای فرد 70 ساله و چه نوزده ساله این اتحادیه باید مشکلات سینماگران را حل کند. ما زمانی که وارد سینما شدیم، نمیدانستیم کارمند دولت میشویم! من سال 50 وارد سینما شدم و سال 1363 اولین فیلمم را ساختم. من آن زمان آقای انوار و بهشتی را نمیشناختم. در جشنواره سوم فجر، برای دیدن فیلم “گذرگاه” بهرامی، به سینما صحرا رفته بودم. وقتی از سالن آمدم بیرون (خودم هم البته فیلم ” مردی که زیاد میدانست ” را داشتم که سیمرغ بهترین کارگردانی را گرفت) آقای جمال امید را دیدم و بنده را به آقایی معرفی کردند که نمیشناختم و بعد گفتند ایشان آقای انوار هستند. من میدانستم ایشان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هستند ولی بعدها فهمیدم معاون وزیر بودهاند.
قبل از ساخت فیلم “مردی که زیاد میدانست”، دستیار کارگردان بودم و معتقد بودم دستیار خوب بهتر از فیلمساز متوسط است. خیلی از همدورهایهای من حرفه و انگیزهشان سینما بود. این همه معلق زدیم تا شنبه به نوروز افتاد. همیشه تصورم این بود که یک مسئول یا مدیر باید حمایت کند و کنار هنرمند باشد. مثلاً فلسفه تأسیس بنیاد سینمایی فارابی حمایت از سینمای ایران بود و اداره ارشاد ارزشیابی میکرد. نظارت و حمایت همیشه خوب است، اما اگر در راه صحیح انجام شود. من تازه فیلم “دو نفر و نصفی” را ساخته بودم که آقای بهشتی تماس گرفتند و گفتند فیلمنامهای دارند که به من پیشنهاد دادند. من هم چون آذری هستم و با فولکلور آشنایی داشتم، پذیرفتم که فیلم را بسازم. گفتم این فیلمنامه کار دارد بودجه میدهید؟ گفتند ما وظیفهمان شناسایی فیلمساز خوب است نه سرمایهگذاری. ولی سرمایه هم دادند و من به ارومیه رفتم و کار را ساختم.
