17 اردیبهشت 1397 – 21:43
بهترین سال های جوانی ام را در کنار مردی سپری کردم که جز زجر، ناراحتی و اضطراب حاصلی برایم نداشت.

به گزارش رکنا، از ترس این که مبادا فرد آشنایی همسرم را با آن ریخت و قیافه وحشتناک ببیند، سعی می کردم چند متر دورتر از او حرکت کنم اما دیگر کار به جایی رسیده است که حتی برای لحظه ای نیز حاضر نیستم به این زندگی نکبت بار و هولناک ادامه بدهم چرا که همسرم با کابوس های وحشتناکی روبه روست که …
زن 35 ساله که زندگی مشترک 13 ساله اش را در آستانه نابودی می دید با بیان این که در این سال ها جز حقارت و آبروریزی خیری از زندگی ام ندیدم به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری سپاد مشهد افزود: 13 سال قبل زندگی مشترکم را با مردی آغاز کردم که 20 سال قبل از جنوب کشور به مشهد مهاجرت کرده بود.
او کارگر ساده ای بود که تحصیلات چندانی نیز نداشت من هم که در مقطع ابتدایی ترک تحصیل کرده بودم شرایط ازدواج با او را مناسب دیدم و پس از مشورت با خانواده ام بهین بیماری او درمان شود ولی همسرم حتی از مصرف داروهایش نیز امتناع می کرد. دیگر کار به جایی رسیده است که او با پوشیدن کفش و لباس های زنانه و آرایش غلیظ در مجالس زنانه و معابر عمومی ظاهر می شود. او نه تنها در برابر اعتراض های ما دست به اعمال خشونت آمیز مانند شکستن در و پنجره می زند بلکه با دیدن کابوس های شبانه به سوی من حمله ور می شود تا مرا خفه کند. او بارها به دنبال شکایت های متعدد من در دادگاه و کلانتری تعهد داده است تا دست از این اعمال بردارد و با آبرو و حیثیت ما بازی نکند ولی باز هم این کارها را تکرار می کند به طوری که دیگر دختر 11 ساله ام حاضر نیست به مدرسه برود. رفتارهای زنانه او طوری طبیعی جلوه می کند که حتی وقتی ماموران انتظامی با شکایت من به در منزل آمدند از دست زدن به او خودداری می کردند چرا که در آن هنگام لباس های زنانه پوشیده بود و خود را همانند یک زن جلوه می داد. حالا هم دیگر نمی خواهم با او زندگی کنم چرا که …
انتهای پیام
