13 تیر 1402 – 07:06
تیرماه سال 1400مردی با پلیس تماس گرفت و از بوی تعفنی که از خانه همسایهاش به مشام میرسید، خبر داد.

به گزارش سیتنا، وی گفت: در همسایگی ما مرد تنهای ۴۲ سالهای به نام محسن زندگی میکند. او وضع مالی خوبی دارد و مجرد است، اما چند روزی است از او خبری نیست و من و هیچ کدام از همسایهها او را ندیدهایم و بوی تعفن عجیبی هم از خانهاش به مشام میرسد. ما نگران حال او هستیم.
جسدی در خانه مجردی
با این تماس، مأموران کلانتری به خانه مجردی محسن در خیابان آیتالله کاشانی رفتند و پس از گشودن در با جنازه وی روبهرو شدند که شواهد نشان میداد چند روز از مرگش گذشته است.
جسد با دستور قضایی به پزشکی قانونی منتقل شد و کارشناسان، ضربات متعدد قمه به گردن و پشت وی را علت مرگ اعلام کردند.
ردپای زن آشنا
مأموران در نخستین گام از تحقیقات به بررسی فهرست مکالمات تلفنی این مرد پرداختند و در. من اتهام سرقت را قبول ندارم. من اگر دزد بودم میتوانستم وسایل قیمتی خانه محسن را بدزدم.
وقتی قاضی درباره نحوه فرار وی سؤال کرد، او پاسخ داد: بعد از کشتن محسن ترسیده بودم. به همین دلیل با همسر سابقم تماس گرفتم. او دنبالم آمد و مرا به خانه برد. ما به خاطر دخترمان با هم در ارتباط بودیم و گاهی اوقات که میخواستم به میهمانی بروم او مرا به خانه دوستانم میرساند. آن روز هم فکر میکرد من در خانه دوستم میهمان بودهام که دنبالم آمد. او اصلاً درباره ماجرای قتل چیزی نمیدانست، من هم حرفی به او نزدم.
سپس وکیل وی به دفاع پرداخت و گفت: موکلم 3 شبانهروز در خانه این مرد زندانی بوده و برای نجات جانش و در دفاع از خودش مرتکب قتل شده است.
بنا بر این، در پایان جلسه قضات وارد شور شدند تا رأی صادر کنند.
انتهای پیام
