سرمای وحشتناک صبحگاهی دی سال1402 چنان بر گونه های یخ زده دختر سه ساله شلاق می زد که صدای به هم خوردن دندان هایش از فاصله دور نیز شنیده می شد.

به گزارش سیتنا، پاهای بدون کفش او روی خاک های سرد کنار دیوار پمپ بنزین جاده کلات – مشهد به لرزه افتاده بود و دست های مشت کرده اش چنان یخ زده بود که انگشتانش باز نمی شد. اما مادر او همچنان در کنار دیوار، فندکی اتمی را زیر پایپ شیشه ای (ابزار استعمال موادمخدر صنعتی)گرفته بود و دود موادافیونی را به درون ریه هایش می کشید.
