
در بررسی «تنها گریه کن» مطرح شد؛
زنی که از سوگ عبور کرد و پناه مردم شد
به قول مولف کتاب«تنها گریه کن» بعضیها در خلوت خودشان آنقدر به دنبال خورشید میدوند که آخرسر، ماه میشوند. دقیقا شبیه «اشرفسادات» که سالها پیش پسری را به آسمان سپرد و بعد، تمام روزهایش را خرج زمین کرد…
سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- حنان سالمی: «اگر گریه کردی، تنها گریه کن.» این، آخرین جمله شهید «محمد معماریان» به مادرش، «اشرفسادات منتظری»، است؛ جملهای ساده، اما سرشار از دلآشوبی و رنج، از زبان نوجوانی که میداند شاید تنها یادگاریاش برای مادر، تا پایان عمر، همین چند کلمه باشد. کلماتی که سالها بعد و به قلم «اکرم اسلامی»، به عنوان نام، بر پیشانی کتاب نشست؛ کتابی با چهرهای چندوجهی از صبوریها، دلتنگیها و مردمداری مادری که سالهای زیادی در قم، به عنوان «مادر شهید» شناخته شده است.
کتاب را در دستم گرفتم و چند دقیقهای به جلدش خیره شدم. یک نگاهم به پاهای بر هم خمیده شده زنِ روی جلد بود و نگاه دیگرم به عقربههای ساعت. قرار بود تا چند دقیقه دیگر، مولف کتاب در بیستمین جلسه «باشگاه کتابخوانی ادبیات پایداریِ مجموعهی معلمراوی» به جمعمان بیاید و از کتابش بگوید. جلسه با صدای رهبر شهیدمان شروع شد: «هیچ چیزی جای کتاب را نمیگیرد. فضای مجازی نباید جای کتابخوانی را بگیرد.»
