زنی در محاصره دیوارها

«من مبهوت بودم و در حالی که بارانی آبی رنگ او از یک طرف آویزان و از طرف دیگر بالا پیچیده و کوتاه شده بود و کلاه کاموایی دست‌باف خودم تا روی چشم‌اش پایین آمده بود، او را کشان کشان بردند تا از نظرم ناپدید شد. فقط خدا می‌داند چه بر من گذشت.»

شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ – ۰۹:۰۸
زنی در محاصره دیوارها

گفت‌وگو با فریده اعظمی بیرانوند نویسنده «روزگار سپری شده»؛‌

زنی در محاصره دیوارها

از کودکی تا رهایی از زندان ساواک در پاییز ۱۳۵۷

«من مبهوت بودم و در حالی که بارانی آبی رنگ او از یک طرف آویزان و از طرف دیگر بالا پیچیده و کوتاه شده بود و کلاه کاموایی دست‌باف خودم تا روی چشم‌اش پایین آمده بود، او را کشان کشان بردند تا از نظرم ناپدید شد. فقط خدا می‌داند چه بر من گذشت.»

سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- مسعود کریمی: کتاب «روزگار سپری شده؛ از کودکی تا رهایی از زندان ساواک در پاییز ۱۳۵۷» نوشته فریده اعظمی بیرانوند را انتشارات خجسته به تازگی راهی کتابفروشی‌ها کرده است. فریده اعظمی از فعالان سیاسی اهل بروجرد در قبل از انقلاب است که خاطرات خود را در این کتاب روایت کرده و با زبانی به دور از تکلف به مسائل دوران کودکی و جوانی و رویدادهایی که بر زندگی‌اش اثر گذاشته پرداخته است. نویسنده، مدت‌ها در زندان‌های بروجرد، کمیته‌ مشترک ضدخرابکاری ساواک و اوین بوده و مطالعه خاطرات‌اش از این زاویه و به عنوان یک زن، جالب‌تر هم به نظر می‌آید. بالاخره فرصتی دست داد و سوالاتی را درباره این کتاب با او در میان گذاشتم تا خوانندگان با نویسنده و اثرش بیشتر آشنا بشوند.

زنی در محاصره دیوارها

منبع  : خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *