21 دی 1399 – 09:46
مدتی قبل زن جوانی به پلیس رفت و از سرقت طلاهایش توسط خواستگار قلابی شکایت کرد.

به گزارش ایران، او گفت: من در داروخانه کار میکنم مدتی قبل، بعد از پایان ساعت کاریام، کنار خیابان در انتظار تاکسی بودم که راننده یک خودروی جک برایم بوق زد تا سوار شوم. از آنجایی که خیلی دیرم شده بود و از طرفی خیابانها این روزها به خاطر کرونا خلوت است، به ناچار سوار خودروی جک شدم.
او ادامه داد: راننده پسر جوان و خوش تیپی بود که خودش را بهنام معرفی کرد. در بین راه سر صحبت را باز کرد. او آنقدر صمیمی صحبت میکرد که به او اعتماد کردم و شماره تلفن همراهم را دادم. چند باری بهنام با من تماس گرفت، خیلی زود رابطه ما صمیمی شد و در نهایت به من پیشنهاد ازدواج داد.
انگشتر گرانبها
دختر جوان ادامه داد: وضع مالی بهنام؛ برخوردش و تیپ و ظاهر او باعث شد که به او علاقاما خیلی زود متوجه شدم که این اتفاق فقط باعث تحقیر بیشتر من میشود. به همین خاطر تصمیم گرفتم برای خودم پول و ثروتی به دست بیاورم. بهترین شیوه هم فریب زنان به بهانه ازدواج بود. آنها وقتی خودروی شاسی بلند و سرو وضعم را میدیدند فکر میکردند پولدارم و به من اعتماد میکردند.
با طلاهای سرقتی چه کردی؟
از قدیم گفتهاند باد آورده را باد میبرد حالا حکایت من است دزد همه طلاها را برد. من یک جعبه داشتم که طلاهای همسر و دختر 4 سالهام را در آن میگذاشتم. طلاهایی که از زنها سرقت میکردم را هم داخل این جعبه میگذاشتم. دو هفته قبل از اینکه دستگیر شوم، دزد به خانهمان زد و نه تنها طلاهای زن و بچهام بلکه طلاهای سرقتی را هم برد. من شکایت کردم اما فقط سرقت طلاهای زن و بچهام را گزارش کردم.
انتهای پیام
