زندگی کوچک، رسالت بزرگ و قایقی بر آب، گذری بر سه جهان سینمایی

سینمای هر فصل، مانند نگاتیوی از دغدغه‌ها، آرزوها و حتی اشتباهات جامعه خود است. در کشاکش تولید انبوه و رقابت برای جلب توجه، آثاری ظهور می‌کنند که هر یک به فراخور ابزار، ذهنیت و سرمایه در دسترس، روایتی خاص را پیش می‌برند.
19 بهمن 1404

زندگی کوچک، رسالت بزرگ و قایقی بر آب، گذری بر سه جهان سینمایی

سینمای هر فصل، مانند نگاتیوی از دغدغه‌ها، آرزوها و حتی اشتباهات جامعه خود است. در کشاکش تولید انبوه و رقابت برای جلب توجه، آثاری ظهور می‌کنند که هر یک به فراخور ابزار، ذهنیت و سرمایه در دسترس، روایتی خاص را پیش می‌برند.

نگاه به سه فیلم «زندگی کوچک کوچک»، «جانشین» و «قایق‌سواری در تهران»، سه مسیر متفاوت را پیش روی ما می‌گذارد: مسیر جسارتِ تجربه‌گرایانه، مسیر بازخوانی مسئولانه تاریخ، و مسیر بازگشت به قصه‌گویی سرراست و احساس‌محور. بررسی این آثار، نه در پی برچسب‌زنی مطلق، که در جست‌وجوی فهم رویکردهای متنوعی است که سینمای ما را در این برهه می‌سازند. هر یک از این فیلم‌ها، فارغ از سطح موفقیت نهایی، تلاشی است برای گفت‌وگو با مخاطب در زبانی مشخص؛ گاه این زبان انتزاعی و پر از نماد است، گاه مستندگونه و حرمت‌گزار، و گاه کاملاً آشنا و دلنشین.

«زندگی کوچک کوچک»: تمرینی در مرز واقعیت و خیال

«زندگی کوچک کوچک» ساخته امیرحسین ثقفی را شاید بتوان بیش از هر چیز یک «اتود سینمایی بلند» دانست. فیلم با جسارتی قابل توجه، ساختار روایی کلاسیک را کنار می‌گذارد و به سراغ زبان نمادها و استعاره می‌رود. داستان حول محور «توماج» به معنای موج بلند، کودکی درگیر فقدان مادر و بی‌تفاوتی پدر سالخورده در یک روستای خشک‌سار می‌چرخد.

منبع  : خبرگزاری میزان

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *