۷ اسفند ۱۴۰۴ – ۱۹:۳۰

به جوان باید گفت تو باید مستقل بشوی، اما تو از این فرهنگ و انقلاب جدا نیستی. اصلا انقلاب برای تو و امثال تو است. منتهی این خوب تعریف نشده و حتی میدانی داده نشده که این استقلال را باز تعریف کند.
سرویس فرهنگ و هنر مشرق – به بهانه انتشار کتاب “زندگی رزمندگی” که نگاهی به مفاهیم کلیدی یعنی «نیرو» و «جبهه» دارد، پای گفتگو با امیر شاپورزاده نویسنده این کتاب و فعال حوزه تعلیم و تربیت نشستیم.
مقدمه: ساختار آموزشی فعلی، به دلیل ایستا و سخت بودن، قادر به همگامی با احساسات و تحولات سریع نسل جدید نیست و مفهوم انقلاب در تربیت، بیش از هر چیز، مستلزم خروج از چارچوبهای ذهنی منجمد و احیای پویایی مستمر است. این ناتوانی ساختاری، ما را باید به سمت باز تعریف بنیادین رابطه تربیتی سوق دهد؛ رابطهای که باید بر پایه همدلی، تجربه میدانی و پذیرش ابزارهای نوین (مانند فناوری و رسانه) بنا شود، تا بتوانیم در میدانهای جدید جنگ شناختی نیروهای مؤمن و خلاق را به میدان بفرستیم. در کربلا به خاطر اینکه کوفیان به نقششان عمل نکردند شهید شدند. هر امامی در هر برهه از تاریخ، شیعیانش به نقششان عمل نکردند. آن امام شهید شدند. و خدا امام آخر را مخفی کرد تا شیعیان یاد بگیرند که به رسالتشان عمل کنند. وظیفه خودشان را پیدا کنند. اگر پیدا نکنند امام نمیآید. خب تیم فوتبالی که هر کسی دارد کار خودش را میکند، دروازهبانش میرود حمله میکند، مهاجمش، در دفاع ایستاده واضح است که این تیم برنده نمیشود. گره کار را من اتفاقا اینجا میدانم که اگر هرکدام از ماها بدانیم سنگرمان کجاست، رسالتمان چیست، وظیفهمان چیست و همانجا بایستیم و خوب بجنگیم به نظرم مشکل حل شده است. گره کار پیوند بین نیرو و جبهه است.
