زندگی در کنار مرگ؛ چالش‌های بی‌پایان معیشتی غسالان ایرانی/ قشری فراموش‌شده‌ که زندگی را بدون کمترین مزایا می‌گذرانند

مشقت‌های روزانه تطهیرکنندگان، بر کسی پوشیده نیست. در مهر همان سال، شورای عالی حفاظت فنی با قرار دادن این شغل در گروه «ب» مشاغل سخت موافقت کرد. اقدامی دیرهنگام که خود گواهی بر سال‌ها غفلت و انکار است. ساعت کاری تطهیرکنندگان رسمی، روزانه چهار ساعت است و پس از ۲۰ سال بازنشسته می‌شوند. اما حتی با وجود این شرایط، همچنان چالش‌هایی نظیر پرداخت نامنظم حقوق، کمبود بیمه تکمیلی، حذف رفاهیات و نبود حمایت اجتماعی باقی است.
مشقت‌های روزانه تطهیرکنندگان، بر کسی پوشیده نیست. در مهر همان سال، شورای عالی حفاظت فنی با قرار دادن این شغل در گروه «ب» مشاغل سخت موافقت کرد. اقدامی دیرهنگام که خود گواهی بر سال‌ها غفلت و انکار است. ساعت کاری تطهیرکنندگان رسمی، روزانه چهار ساعت است و پس از ۲۰ سال بازنشسته می‌شوند. اما حتی با وجود این شرایط، همچنان چالش‌هایی نظیر پرداخت نامنظم حقوق، کمبود بیمه تکمیلی، حذف رفاهیات و نبود حمایت اجتماعی باقی است.

زندگی سخت غسالان

اقتصاد۲۴- خورشید هنوز به‌درستی طلوع نکرده، اما سایه‌های کش‌دار قبر‌ها یکی‌یکی از دل مه صبحگاهی سر برمی‌کشند. آرامستان شهر در سکوتی متراکم، آرام گرفته، بی‌آنکه نشانی از اضطراب خیابان‌های آن‌سوی دیوار‌های بلندش داشته باشد. پرندگان تنها صداهایی‌اند که در این مکان بی‌زمان شنیده می‌شوند؛ میان این سنگ‌ها، مردی با چکمه‌هایی که گل‌ولای شب‌گذشته هنوز بر آنها خشک نشده، خم می‌شود، فاتحه‌ای می‌خواند و آرام با وسایلی ساده، اما ضروری، مهیای کاری می‌شود که کمتر کسی در جامعه حاضر است حتی درباره‌اش گفت‌و‌گو کند: شست‌وشوی پیکر‌های بی‌جان که حال از آنها تنها نام و خاطره‌ای باقی خواهد ماند.

به گزارش اقتصاد ۲۴، تطهیرکنندگان، این راویان خاموش مرگ، در دل ساختار اجتماعی ایران جایگاهی بی‌بدیل، اما فراموش‌شده دارند. کار آنها نه تقدس صرف است و نه انتخابی آسان؛ بلکه تداوم نوعی کارکرد حیاتی در مناسک تدفین است، بی‌آنکه الزامات معیشتی، حقوقی و رفاهی‌شان در نظام حمایت اجتماعی به رسمیت شناخته شده باشد.

بله! زندگی با مرگ آسان نیست؛ چه برسد به آن‌که نان هر روزت، از دل خاموشیِ مردگان بجوشد. در بسیاری از شهر‌های ایران، تطهیرکنندگان بدون قرارداد رسمی، بدون بیمه درمانی و بازنشستگی، با درآمد‌هایی متغیر و اغلب ناچیز و بدون هیچگونه نظام حمایتی مشخص به کار گرفته می‌شوند. این در حالی است که وظیفه آنها، نه‌تنها جزئی از مهم‌ترین مناسک دینی و فرهنگی جامعه ایرانی است، بلکه با شدیدترین فشار‌های روانی و بهداشتی همراه است؛ شغلی که در سکوت، هم‌زمان جسم و روان را فرسوده می‌کند.

در سایه آرامستان‌های شهرها، جامعه‌ای خاموش از کارگران شرعی شکل گرفته است؛ تطهیرکنندگانی که اغلب نه در زمره کارگران رسمی محاسبه می‌شوند، نه کارکنان دولت و نه حتی در طبقه‌بندی دقیق مشاغل سخت قرار گرفته‌اند. در بسیاری از استان‌ها، تطهیرکنندگان یا به‌صورت روزمزد و پروژه‌ای توسط پیمانکاران دفن به‌کار گرفته می‌شوند یا در قالب قرارداد‌های شفاهی و بدون بیمه با نهاد‌های تابعه شهرداری‌ها همکاری دارند. نکته نگران‌کننده دیگر، فقدان بیمه بازنشستگی و درمانی برای اغلب این افراد است. تطهیرکنندگان، علی‌رغم تماس روزانه با جسد، مواد ضدعفونی‌کننده و محیط‌های پرریسک بهداشتی، گاه از حمایت‌های بیمه‌ای اولیه نیز محروم‌اند.

تنها در برخی کلانشهرها، تعداد معدودی از آنها با عنوان «نیروی خدماتی آرامستان» توانسته‌اند در لیست بیمه قرار گیرند، آن هم نه به‌عنوان تطهیرکننده، بلکه با عنوان‌های عام و غیرتخصصی که امنیت شغلی آنها را تضمین نمی‌کند. از سوی دیگر، وضعیت روانی و اجتماعی این گروه نیز بحرانی گزارش شده است. تطهیرکنندگان بار‌ها از طرد اجتماعی، ترس کودکان، فاصله‌گیری خانواده و خستگی مفرط روانی سخن گفته‌اند؛ نوعی «مرگ تدریجی» که تنها به کار با جسد محدود نمی‌شود، بلکه ناشی از انزوای اجتماعی، نداشتن آینده شغلی و انگ‌زنی فرهنگی است.

آنان کار می‌کنند تا زنده بمانند، اما خود را نه زنده می‌بینند، نه دیده می‌شوند. این وضعیت، محصول فقدان یک چارچوب منسجم سیاست‌گذاری است؛ جایی که عرف دینی، سنت آیینی و کارکرد عمومی آرامستان‌ها به رسمیت شناخته شده، اما نیروی انسانی شاغل در این ساختارها، از حداقل‌های عدالت شغلی محروم مانده‌اند. در واقع، در یکی از مذهبی‌ترین شئون زیست اجتماعی ایرانیان، شاهد سکوتی عمیق درباره حقوق انسانی و شهروندی مجریان آن هستیم.

منبع  : اقتصاد 24

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *