چنین نهضتى لازم بود ، تا هم حقایق دینى را از میان خرافات و موهومات و احادیث جعلى بیرون كشد و هم در برابر زندیقها و مادیها با نیروى منطق و قدرت استدلال مقاومت كند و آراى سست آنها را محكوم سازد . گفتگوهاى علمى و مناظرات آن حضرت با افراد دهرى و مادى مانند “ابن ابى العوجاء” و “ابو شاكر دیصانى” و حتى “ابن مقفع” معروف است .
از این جهت به وى صادق مىگفتند كه هر چه مىگفت راست و درست بود و فضیلت او مشهورتر از آن است كه گفته شود . مالك مىگوید : با حضرت صادق ( ع ) سفرى به حج رفتم ، چون شترش به محل احرام رسید ، امام صادق ( ع ) حالش تغییر كرد ، نزدیك بود از مركب بیفتد و هر چه مىخواست لبیك بگوید ، صدا در گلویش گیر مىكرد . به او گفتم : اى پسر پیغمبر ، ناچار باید بگویى لبیك ، در جوابم فرمود : چگونه جسارت كنم و بگویم لبیك ، مىترسم خداوند در جوابم بگوید : لا لبیك ولا سعدیك .
