
روز تشییع پیکر مطهر امام شهید، نشستن بر گوشه چمنهای میدان آزادی، فرصتی بود برای تماشای دقیقِ آنچه در مراسم تشییع میگذشت. از آنجا، روایت هر کدام از آن جمعیت به خوبی حس میشد.
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه جوان نوشت: روز تشییع پیکر امام شهید، نشستن بر گوشه چمنهای میدان آزادی، فرصتی بود برای تماشای دقیقِ آنچه در مراسم تشییع میگذشت. از آنجا، روایت هر کدام از آن جمعیت را به خوبی حس میکردی. نگاهشان میکردم، با قدمهایشان قدم برمیداشتم و انگار واگویههای درونشان را میشنیدم. دیدم که پیرمردی لنگانلنگان با عصایی در دست، با قدمهایی سنگین میان سنگفرشها میرود؛ دیدم پدر و پسری که با عشق، پرچمهای سرخ «یا لثارات الخامنهای» را در کنار پرچم جمهوری اسلامی میان مردم توزیع میکردند؛ نوجوانانی که زیر فشار آب آتشنشانی، خستگی و گرما را از تن میزدودند و پیرزنی که با قامت خمیده آمده بود و… همگیشان جلوههایی از عشق به رهبر و کشور بودند.
در این میان، حضور خانوادههای شهدا، تکاندهندهترین بخش این میدان بود. دیدن آنها که تصویر شهید را در دست گرفته و با قلبی شکسته در میان جمعیت حرکت میکردند، چشمها را به اشک مینشاند. و، اما در آن میان، نجوای همسر شهید که دستهایش را روی تصویر امام شهید میکشید و میگفت: «امروز بیش از چهار ماه است که هر روز برایت اشک میریزم… برای آمدن پیش شما دلتنگیم. آقا، دستت باز است، حبیب امام رضا، دستم بگیر…» دلگویههای خانواده شهدا را پیش رو دارید.
