۳ مرداد ۱۴۰۵ – ۰۸:۲۰
به گزارش خبرآنلاین روزنامه ایران نوشت: چند روز بعد هم مرد جوان به بهانه صحبت درباره مشکل سوگند و انجام کارهای او به خانهاش رفت. دختر جوان هم برایش چای و میوه آورد و به آشپزخانه رفت تا وسایل پذیرایی بیاورد اما بعد از اینکه برگشت و چای را نوشید از هوش رفت. سوگند ساعاتی بعد به هوش آمد و با خانهای بهم ریخته روبهرو شد و فهمید طلا و دلارهایش به سرقت رفته است.
با شکایت به پلیس خیلی زود متوجه شد او تنها دختری نبوده که در دام مرد شیاد گرفتار شده است بلکه مرد جوان تحت عنوان کارآگاه پلیس و شخصی که در مراجع قضایی و پلیسی آشنا دارد سوژههایش را شکار میکرده و بعد از جلب اعتماد زنان و دختران، وارد خانه آنها میشده و بعد از بیهوش کردن آنها سرقتهایش را انجام میداده است.
در حالی که تحقیقات برای دستگیری متهم ادامه داشت خبر سرقت از یک مغازه به پلیس اعلام شد. صاحب مغازه گفت که شاگردش 300 میلیون تومان پول و 500 میلیون تومان طلا از گاوصندوق مغازه سرقت کرده بود. در بررسیها مشخص شد که سارق مغازه کسی نیست جز همان مأمور قلابی پلیس که تحت تعقیب بود.
