گروه فرهنگ و هنر: تو کجا را مینگری؟ چه میبینی که زندگی را به این راحتی میگذاری برای حولی و شمر زمانه و میروی بهجایی که پردهها پیش از مرگت مقابل دیدگانت فرومیریزد. این تصویر تصویری است تا ابد زندهیاد عاشورای حسین. آنها که این روزها، در قرن پانزدهم هجرت میپرسند حسین چه دید که سر و فرزند و برادر در راهش داد حالا با نگاه به این تصویر آرام میگیرند. آنچه حسین در شصت و یکمین سال هجرت دید، امروز بر دیدگان محسن آشکارشده است.

به گزارش بولتن نیوز، زمان لحظهای است و قرن معنا ندارد، وقتی عاشورا مدام تکرار میگیرد. این بار اما سخن از آرامش محسن نیست که آرامش او چرایی دارد. سخن از ترسی است که در چشمان شمر زمان است. انگار اوست که پیکر بیسرش را میبیند. اوست که میداند مرده است و راهی جهنم سوزانی است که خداوند وعدهاش را به همه داد اما برخی نمیخواهند بشنوند وعده نصرت پروردگار برای پرهیزکارانش را. زمین خسته است از اینهمه خشم و ظلم و ددمنشی. خسته از این بیراهه که برخی به نام دین میروند و میدانند پای لنگشان هیچگاه به مقصود نمیرسد. محسن، حالا با لبانی که انگار تشنگی را فریاد میزند، باصلابت، شهادت را طلب میکند و دردی که امروز از دیدن این تصویر به جان هر ایرانی، هر شیعه و هر انسانی مینشیند درد کمی نیست. بیشک آرام محسن، وعدهای است برای آرامش فردایی که باید خالی از داعش و طالبان و القاعده بماند. وعدهای که مسلماً به تحقق خواهد نشست. محسن حججی، تنها با 25 سال سن به سخره میگیرد همه آنچه از شیرینی حیات فریاد میزنند. او نمونه پاک انسانی است که انسانیت را آرزو میکند.
