
استاد فلسفه دانشگاه تهران گفت: حوادث و تحولات سالهای پس از رحلت پیامبر(ص)، زمینه شکلگیری شبهات و سردرگمیهایی را در جامعه فراهم کرده بود. در چنین شرایطی تشخیص مسیر درست برای بسیاری از افراد آسان نبود.
به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، سیدمحمدرضا بهشتی، در سخنرانی خود با موضوع «مسئولیت اجتماعی در مکتب حسینی» در مجمع دینی احیای فضیلت، با اشاره به ابعاد اجتماعی و انسانی واقعه عاشورا، اظهار کرد: هر بار که به این رویداد عظیم و شهادت بزرگ میاندیشم، با پدیدهای حیرتآور مواجه میشوم که همچنان ذهن مرا به خود مشغول کرده است.
وی با اشاره به زمینههای شکلگیری قیام امام حسین(ع) گفت: همه ما از حوادثی که به وقوع عاشورا انجامید آگاهیم. امام حسین(ع) در شرایطی مسیر خود را آغاز کرد که با دعوتهای مکرر و پرشور مردم کوفه مواجه بود؛ مردمی که از وضعیت نابسامان، ظلم و فاصله گرفتن جامعه از آرمانهای اسلامی به ستوه آمده بودند و از آن حضرت میخواستند برای اصلاح اوضاع وارد عمل شود.
بهشتی ادامه داد: در نامههای فراوانی که برای امام حسین(ع) ارسال شده بود، با تعابیری سرشار از اشتیاق و امید از ایشان دعوت شده بود تا به کوفه بیاید. با این حال، در روزهای منتهی به عاشورا، بسیاری از همان دعوتکنندگان در برابر امام صفآرایی کردند؛ موضوعی که خود پرسشی جدی و تأملبرانگیز را پیش روی ما قرار میدهد.
این استاد فلسفه با اشاره به روایت مشهور گفتوگوی امام حسین(ع) با فرزدق اظهار کرد: هنگامی که امام از او درباره وضعیت کوفه پرسید، پاسخ داد: «دلهای مردم با توست، اما شمشیرهایشان علیه تو.» این جمله کوتاه اما عمیق، دریچهای به فهم وضعیت روحی و اجتماعی جامعه آن روز میگشاید.
وی افزود: پرسش اساسی این است که چگونه ممکن است در یک جامعه، محبت و علاقه به امام حسین(ع) با ایستادن در برابر او جمع شود؟ آیا این وضعیت نشاندهنده یک کشمکش درونی عمیق در میان افراد نیست؟ به نظر میرسد عاشورا ما را با یکی از پیچیدهترین وضعیتهای انسانی روبهرو میکند؛ جایی که دل به سویی گرایش دارد اما رفتار و تصمیم در جهت دیگری قرار میگیرد.
بهشتی با بیان اینکه این دوگانگی را نمیتوان صرفاً به مردم کوفه محدود کرد، گفت: برای فهم این مسئله باید عوامل مختلفی از جمله ساختار اجتماعی کوفه، تنوع انگیزههای سیاسی، قومی و اقتصادی و همچنین سطح شناخت و آگاهی افراد را مورد توجه قرار داد. همه کسانی که در شمار شیعیان شناخته میشدند، الزاماً از یک سطح اعتقادی و معرفتی برخوردار نبودند و اهداف و انگیزههای متفاوتی را دنبال میکردند.
وی ادامه داد: برخی ممکن است حمایت از امام را در راستای تحقق منافع قومی، اجتماعی یا سیاسی خود میدیدند و تا زمانی همراهی میکردند که این منافع تأمین شود اما هنگامی که شرایط دشوار میشد، مسیر دیگری را برمیگزیدند.
استاد فلسفه دانشگاه تهران همچنین به نقش تردیدها و ابهامهای معرفتی در شکلگیری این وضعیت اشاره کرد و گفت: حوادث و تحولات چند دهه پس از رحلت پیامبر(ص)، زمینه شکلگیری شبهات و سردرگمیهایی را در جامعه فراهم کرده بود. در چنین شرایطی تشخیص مسیر درست برای بسیاری از افراد آسان نبود.
وی با تأکید بر اهمیت مسئله «تزاحم ارزشها» افزود: بسیاری از افراد میان ارزشهای مختلفی همچون امنیت، رفاه، جایگاه اجتماعی، حفظ خانواده و پایبندی به حقیقت و عدالت گرفتار میشوند. در چنین موقعیتهایی تصمیمگیری دشوار است و انسان ناگزیر باید میان این ارزشها دست به انتخاب بزند.
بهشتی خاطرنشان کرد: عاشورا صحنه آشکار شدن همین کشمکشهای درونی است؛ جایی که از یک سو فضیلت، حقیقت و شخصیت والای امام حسین(ع) دلها را جذب میکند و از سوی دیگر، ترس از دست دادن منافع، امنیت و موقعیتهای فردی، افراد را از همراهی با حقیقت بازمیدارد.
وی تصریح کرد: این کشمکش تنها به تاریخ تعلق ندارد و در زندگی امروز ما نیز حضور دارد. انسان همواره در برابر انتخابهای دشوار قرار میگیرد و عاشورا یکی از بزرگترین درسهای خود را در همین نقطه به ما ارائه میدهد؛ اینکه چگونه در لحظه تصمیم، حقیقت را بر مصلحتهای زودگذر ترجیح دهیم.
