
دختری که سه ماه بادار است برای رسیدن به معشوق خود تصمیم می گیرد از مرز بگریزد. او بین عملی که انجام داده احساس گناه دارد و از طرفی این عمل را به علت عشق می داند. بنابراین در مسیر خود، از خدا می خواهد در صورتی که او را بخشیده، خورشید را به او نشان دهد.
