يکشنبه ۱۴ تير ۱۴۰۵ – ۱۵:۲۵
به گزارش نهضت پرس، در میان همهمه جمعیت، پیرمردی که عصایش را کنار جدول خیابان گذاشته بود، بیآنکه چشم از مسیر بردارد، زیر لب گفت: بعضی آدمها را نمیشود فقط بدرقه کرد؛ با بخشی از تاریخ یک ملت وداع میشود.
کد مطلب : ۲۸۴۹
مرداد یک هزار و سیصد و هفتاد شمسی؛ روزی که هنوز کاروان به شهر نرسیده بود که راهها از ازدحام جمعیت بند آمده بود.
$(document).ready(function(){var imagesize=$(‘.img_center img’).width();if(imagesize= 700 ){$(‘.img_center’).addClass(‘smallImage’);}});
همین یک جمله کافی بود تا ذهن، سالها به عقب برگردد؛ به مرداد ۱۳۷۰، به جادههای منتهی به خرمآباد؛ روزی که هنوز کاروان به شهر نرسیده بود که راهها از ازدحام جمعیت بند آمده بود.
شاید میان آن استقبال و این بدرقه، سالها فاصله باشد؛ اما در هر دو صحنه، یک روایت مشترک جریان داشت؛ روایت مردمی که رابطهشان با یک چهره، از یک سفر یا یک مراسم آغاز نشده بود، بلکه ریشه در قدمت تاریخ یک خاک دارد.
https://www.nehzatpress.com/images/docs/files/000002/nf00002849-1.mp4

