
تصور ایرانیانِ زرتشتیِ ساسانی از زمان و تاریخِ جهان؛
زمان از کجا آمد؟
داستان باستان – ۲
علی نیکویی نوشت: زمان در جهان زرتشتی برای پیروزشدن شر آفریده نشده است؛ زمان میدان موقتیِ نبردی است که از پیش برای پیروزی نهایی خیر محدود شده است. در این معنا پایان زمان تاریخی نه پایان آفرینش، بلکه پایان وضعیت ناقص آن و آغاز جهانی نو، بیمرگ و کامل است.
سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- علی نیکویی[i] در این یادداشت به بررسی ماهیت و جایگاه “زمان” در کیهانشناسی زرتشتیِ دورهٔ ساسانی میپردازیم و میکوشیم نسبت میان زمان، آفرینش و فرجام جهان را در این سنت دینی را روشن سازیم. مسئلهٔ اصلی آن است که آیا زمان را باید آفریدهٔ اهورامزدا دانست یا اینکه زمان همچون حقیقتی پیشینی، پیش از آغاز آفرینش وجود داشته و امکان تحقق جهان را فراهم کرده است؟ در این یادداشت با روش تحلیل متون زرتشتی متأخر بهویژه متون پهلوی و باتوجهبه پیوند مفهومی آنها با سنت اوستایی مفهوم زمان و صورتهای مختلف آن را بررسی میکند. یافتهٔ اصلی این یادداشت نشان خواهد داد که زمان در اندیشهٔ زرتشتی ساسانی صرفاً ابزاری برای سنجش و اندازهگیری توالی رویدادها نیست، بلکه عنصری بنیادین در ساختار کیهانی و تاریخ مقدس به شمار میآید؛ زمان از یک سو چارچوب تحقق آفرینش و عرصهٔ وقوع نبرد میان نیروهای خیر و شر است و ازسویدیگر حرکت منظم جهان را بهسوی فرجام، رستاخیز و پیروزی نهایی خیر ممکن میسازد. از این منظر زمان در کیهانشناسی زرتشتی واجد ماهیتی غایتمند است و تاریخ جهان در درون آن از آغاز آفرینش تا فرجام، مسیری معنادار و جهتدار دارد.
[i] علی نیکویی (دکتری پژوهش هنر، و کارشناسارشد تاریخ ایران باستان)
[ii] در باور زرتشتی، «فرشکرد» (Frašō.kərəti) به معنای نوسازی و کاملسازی نهایی جهان است؛ رویدادی کیهانی در پایان تاریخ که با پیروزی نهایی نیکی بر بدی، نابودی اهریمن و شر، رستاخیز مردگان و بازگشت آفرینش به وضعیت کمال همراه خواهد بود.
[iii] مری بویس (Mary Boyce) ایرانشناس و پژوهشگر برجستهٔ بریتانیایی در حوزهٔ دین زرتشتی و تاریخ ادیان ایران باستان بود. پژوهشهای او نقش مهمی در شناخت سنتهای زرتشتی، بهویژه در دورهٔ ساسانی، داشت. از آثار مهم او میتوان به A History of Zoroastrianism اشاره کرد
[iv] شائول شاکِد (Shaul Shaked) ایرانشناس و استاد برجستهٔ در فلسطین اشغالی در زمینهٔ زبانها و ادیان ایرانی، آیین زرتشتی و متون فارسی میانه بود. پژوهشهای او بهویژه در شناخت متون پهلوی، تاریخ اندیشهٔ زرتشتی و روابط فرهنگی ایران با جهان یهودی و مسیحی اهمیت دارد.
[v] ژان کلنز (Jean Kellens) ایرانشناس و اوستاشناس برجستهٔ بلژیکی است که پژوهشهای او عمدتاً بر زبان اوستایی، متون اوستا، دین زرتشتی و تاریخ شکلگیری سنتهای دینی ایران باستان متمرکز است. آثار او در مطالعات انتقادی و زبانشناختی اوستا جایگاه مهمی دارد.
[vi] آنتونیو سی. د. پانیانو (Antonio C. D. Panaino) ایرانشناس برجستهٔ ایتالیایی و استاد مطالعات ایران در دانشگاه بولونیاست. حوزهٔ پژوهشی او شامل دین زرتشتی، زبانها و متون ایرانی، نجوم و گاهشماری در ایران باستان و تاریخ اندیشهٔ زرتشتی است. آثار او در مطالعات ایرانشناسی و زرتشتیشناسی معاصر اهمیت دارد.
[vii] آلموت هینتس (Almut Hintze) ایرانشناس و اوستاشناس برجستهٔ آلمانی-بریتانیایی و استاد مطالعات زرتشتی در دانشگاه سواز لندن است. تخصص او شامل زبان اوستایی، گاهان، متون زرتشتی، دین زرتشتی و تاریخ زبانهای ایرانی است و در ویرایش و ترجمهٔ متون اوستایی نقش مهمی داشته است.
[viii] کارلو جووانی چرتی (Carlo Giovanni Cereti) ایرانشناس برجستهٔ ایتالیایی و استاد مطالعات ایران است که در زمینهٔ زبان و ادبیات فارسی میانه، دین زرتشتی، متون پهلوی و تاریخ دورهٔ ساسانی پژوهش کرده است. او همچنین در پژوهشهای باستانشناختی محوطهٔ پایکولی (Paikuli) در کردستان عراق نقش داشته است.
[ix] دَئِنا (Daēnā) از مفاهیم مهم و چندلایهٔ سنت زرتشتی است که در متون اوستایی و پهلوی معانی متفاوتی دارد. این واژه میتواند به «دین»، «بینش دینی» یا نوعی آگاهی و وجدان اخلاقی اشاره کند. در سنت متأخر زرتشتی، دَئِنا همچنین در قالب شخصیتی مینوی ظاهر میشود و پس از مرگ، در پیوند با کردار انسان و سرنوشت او در جهان پس از مرگ توصیف میگردد.
