اعتماد یکسویه کییف به آمریکا و اروپا نه تنها امنیت برای این کشور ایجاد نکرد، بلکه هزینههایی بیسابقه بر سیاست، اقتصاد، تمامیت سرزمینی و ساختار اجتماعی اوکراین تحمیل کرده است بطوری که اوکراین تاکنون بزرگترین بازنده میدان بوده است.
جوان آنلاین: نحولات اوکراین طی یک دهه اخیر یکی از نمونههای برجسته در تاریخ معاصر است که نشان میدهد چگونه یک کشور میتواند در نتیجه اتکای راهبردی به قدرتهای خارجی، از یک بازیگر مستقل به صحنه رویاروییهای ژئوپلیتیکی تبدیل شود. روندی که از سال ۲۰۱۴ آغاز شد، در سال ۲۰۲۲ به اوج رسید و اکنون در قالب طرحهای بهظاهر صلحطلبانه غرب ادامه مییابد، شواهدی قانعکننده فراهم میکند مبنی بر این که اعتماد یکسویه کییف به آمریکا و اروپا نهتنها امنیت ایجاد نکرد، بلکه هزینههایی بیسابقه بر سیاست، اقتصاد، تمامیت سرزمینی و ساختار اجتماعی اوکراین تحمیل کرده است.
۱. غرب؛ شریک راهبردی یا موتور بیثباتی سیاسی؟
وابستگی راهبردی یکباره و شتابزده به قدرتهای خارجی در کشورهای دارای تنوع قومی و زبانی، زمینهساز شکاف داخلی و بیثباتی میشود. اوکراین از سال ۲۰۱۴ دقیقاً چنین الگویی را تجربه کرده است. برکناری ویکتور یانوکوویچ پس از اعتراضات میدان، برخلاف روایتهای رسمی غرب، نه صرفاً یک تحول اجتماعی، بلکه نقطه آغاز مداخله مستقیم آمریکا و اروپا در ساختار سیاسی اوکراین بوده است. اظهارات ویکتوریا نولاند، معاون وزیر خارجه آمریکا، درباره نقش واشنگتن در «انتخاب ترکیب دولت آینده اوکراین» ثبتشده در مکالمات افشاشده سال ۲۰۱۴ یکی از شواهد بارز این مداخله است. پس از این نقطه، بهجای شکلگیری یک سامانه سیاسی باثبات، اوکراین وارد مرحلهای از قطبیسازی قومی، زبانی و ژئوپلیتیکی شد. گزارش «مرکز تحقیقات پیو» (۲۰۱۵) نشان میدهد که گرایش اجباری نخبگان سیاسی به غرب موجب افزایش بیاعتمادی مناطق شرقی و جنوبی به دولت مرکزی شد و احساس حذف سیاسی را تقویت کرد. این احساس، بستر اصلی بحرانهای بعدی بوده است.
مطالعات دانشگاه کمبریج درباره «کشورهای گیر افتاده در رقابت قدرتهای بزرگ» نشان میدهد که اتکای امنیتی به یک قدرت خارجی معمولاً استقلال تصمیمگیری را تضعیف میکند. روند تصمیمگیری در دولت زلنسکی نیز چنین شده است. گزارش سال ۲۰۲۱ «رَند» بهصراحت توصیه کره است که آمریکا باید هزینههای استراتژیک روسیه را با «گسترش میدان تنش در اوکراین» افزایش دهد. این نشان میدهد که کییف نه بهعنوان یک بازیگر مستقل، بلکه بهمنزله ابزاری در راهبرد محدودسازی روسیه در نظر گرفته شده است.
