زرنگ بود که شهید شد

خانه‌ای که چراغش خاموش شد، دیگر جای ماندن نیست. کاش بود و جانباز می‌شد. کاش بود و من به جبران همراهی ۲۸ساله‌اش با خود، خادمی‌اش را می‌کردم. دیده‌ام بسیاری از جانبازان حادثه گلزار را که پا و دست و چشم از دست داده‌اند، اما کنار همسرشان هستند. بعد از حادثه، وقتی می‌گشتیم و او هنوز مفقود بود، به خودم دلخوشی می‌دادم که هست، زنده است، احتمالاً مجروح شده، شاید موج انفجار او را گرفته و نمی‌تواند با ما ارتباط بگیرد

خانه‌ای که چراغش خاموش شد، دیگر جای ماندن نیست. کاش بود و جانباز می‌شد. کاش بود و من به جبران همراهی ۲۸ساله‌اش با خود، خادمی‌اش را می‌کردم. دیده‌ام بسیاری از جانبازان حادثه گلزار را که پا و دست و چشم از دست داده‌اند، اما کنار همسرشان هستند. بعد از حادثه، وقتی می‌گشتیم و او هنوز مفقود بود، به خودم دلخوشی می‌دادم که هست، زنده است، احتمالاً مجروح شده، شاید موج انفجار او را گرفته و نمی‌تواند با ما ارتباط بگیرد

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *