
برگرفته از کتاب «فرزند منگشت»؛
زخمهایی که جسم و روح را با هم درگیر میکرد
محرم آن سال با بگیر و بند و تهدید و ضرب و شتم و سلول انفرادی تمام شد. روزها عدهای را میبردند و در باتلاق گوشه غربی زندان میغلتاندند و بعد بدنهای خیسشان را زیر ضربات کابل، سیاه میکردند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «فرزند منگشت» خاطرات آزاده بیژن کیانی شاهوندی که در انتشارات پیام آزادگان به چاپ رسیده است. این کتاب از جمله آثار حوزه خاطرات دفاع مقدس و اسارت است که روایتگر بخشی از رنجها، مقاومتها و زندگی روزمره آزادگان ایرانی در زندانهای رژیم بعث عراق است. مولف در این اثر با زبانی روان و صمیمی، خاطرات خود و همرزمانش را از دوران اسارت بازگو میکند و تصویری واقعی از شرایط دشوار اردوگاهها و زندانهای عراق ارائه میدهد.
یکی از ویژگیهای این کتاب، پرداختن به روابط انسانی میان اسراست. خواننده در خلال روایتها با روحیه همدلی، ایثار، مقاومت و امید در میان اسیران آشنا میشود. همچنین رفتار مأموران بعثی، محدودیتهای شدید زندگی در اسارت و تلاش اسرا برای حفظ هویت، ایمان و روحیه خود از محورهای اصلی کتاب به شمار میرود. در گزارش زیر صفحاتی از خاطرات بیژن کیانی به روایت «فرزند منگشت» انتخاب شده که به وضعیت عزاداری در اسارت اختصاص دارد.
