
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، هزاران سال است که «تمدن» و «فرهنگ»، همچون دو بال فرشتهگون، جوامع بشری را از ذهن غبار نشسته و شانهزده به نسیانِ روزمرگی به آسمان معنا و هویت پرواز میدهند. «فرهنگ» آن حقیقت نرم، وزین و نفوذناپذیر، نه تنها آینهای برای بازتاب «هویت جمعی»، بلکه نگارخانهای است که در آن، نقاشیهای هزارهای از باورها، آیینها، هنرها و دانشهای یک قوم، به تماشا گذاشته میشود.
«تمدن» نیز، زاییده و زاینده «فرهنگ»، چون رودی خروشان، با خود آوردگاههایی از شکوه و جلال را به ارمغان میآورد و در بستر زمان، نهالهای معرفت را به درختانی تنومند و سایهگستر بدل میسازد.
جوامع کهن، خاصه آنها که چون سرزمینِ جانمان، وطن، ایران، ریشه در اعماق تاریخ دارند، نه فقط روایتگر سرگذشت خویش، که نقشآفرین صحنه بزرگتر تمدن بشری بوده و هستند؛ گویی هر تمدن، صفحهای از کتاب بزرگ انسانیت را میگشاید و ایران، با قلمی زرین و خوشخط، پرخوانندهترین و ماندگارترین اوراق این کتاب راان فارسی» و ظرفیتهای تمدنی این زبان، خود موضوعی مستقل و گسترده است که باید در فرصتی دیگر به آن پرداخت.
اما در پایان این گفتوگو میخواهم نقبی به راهبرد «آقای شهید ایران» درباره آینده «زبان فارسی» بزنم. از منظر ایشان، حمایت از «زبان فارسی» تنها به حفظ واژگان یا پاسداری از میراث ادبی محدود نمیشود، بلکه تقویت «زبان فارسی» از دیدگاه ایشان، به معنای تقویت «هویت»، «فرهنگ» و «تمدن ایرانی ـ اسلامی» است. بر همین اساس، معظم له همواره تأکید داشتند که زبان فارسی باید در داخل کشور استحکام بیشتری پیدا کند و در عرصه بینالمللی نیز گسترش یابد.
«رهبر شهید ایران» بر این باور بودند که در معرفی فرهنگ و ادبیات ایران به جهان، نباید تنها به ترجمه آثار فارسی اکتفا کرد، بلکه باید خود زبان فارسی در دیگر کشورها آموزش داده شود و گسترش یابد. از نگاه ایشان، توسعه آموزش زبان فارسی در کشورهای مختلف، بهویژه کشورهای شبهقاره، آسیای میانه، قفقاز و دیگر سرزمینهایی که پیشینه تاریخی و فرهنگی مشترکی با ایران دارند، ضرورتی راهبردی و بخشی از دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران به شمار میآید.
