
فارسی قرنها زبان دیوان، دانش و فرهنگ نخبگان شبه قاره هند بود و اگرچه با سیاستهای استعماری بریتانیا افول کرد، اما همچنان در حافظه فرهنگی، ادبی و زبانی هند و پاکستان زنده و جاری است.
به گزارش خبرنگار مهر، زبان فارسی در شبهقاره هند تنها یک ابزار ارتباطی یا زبان اداریِ موقت نبود، بلکه یکی از مهمترین ارکان شکلگیری سنت فرهنگی، ادبی و دیوانی در این منطقه بهشمار میرفت. بررسی تاریخ حضور فارسی در هند، پاکستان و سرزمینهای پیرامون آن نشان میدهد که این زبان، طی نزدیک به یک هزاره، نقشی فراتر از یک زبان دوم یا بیگانه داشته و به بخشی از حافظه فرهنگی و فکری شبهقاره تبدیل شده است. از دربارها و دیوانهای حکومتی گرفته تا خانقاهها، مدارس، محافل ادبی و مراکز تاریخنگاری، فارسی در دورهای طولانی زبان دانش، قدرت، ذوق و ارتباط میان نخبگان بوده است.
نفوذ زبان فارسی در شبهقاره از سدههای نخستین پس از اسلام آغاز شد، اما گسترش سازمانیافته و اثرگذار آن را باید از دوره غزنویان به بعد پی گرفت. با فتوحات محمود غزنوی و تثبیت قدرت حکومتهای مسلمان در بخشهایی از هند، زبان فارسی نیز بهتدریج در ساختارهای اداری و فرهنگی این سرزمین جای باز کرد. این حضور، صرفاً نتیجه اقتدار سیاسی نبود؛ بلکه با مهاجرت گسترده دبیران، منشیان، شاعران، عالمان، صوفیان و اندیشمندان فارسیزبان به شبهقاره، فارسی به زبانی زنده و پویا در عرصههای مختلف تبدیل شد. همین گروههای مهاجر و نیز نخبگان بومیِ فارسیآموز، بهمرور شبکهای از مناسبات فرهنگی را پدید آوردند که فارسی را در جایگاه زبان ممتاز قرار داد.
