تهرانیها که در روزهای اخیر با قطعیهای پراکنده آب در برخی مناطق روبهرو بودهاند، حالا با سناریویی مواجه شدهاند که نهتنها کمآبی، بلکه تخلیه پایتخت کشور را محتمل میداند.
جوان آنلاین: «اگر تا آذرماه در تهران باران نبارد باید آب را جیرهبندی کنیم؛ اگر بازم نبارید باید تهران را خالی کنیم.» همین جمله کوتاه از زبان مسعود پزشکیان، رئیسجمهور کشور کافی بود تا در کمتر از چند ساعت، شبکههای اجتماعی پر شود از پرسش، خشم و اضطراب.
تهرانیها که در روزهای اخیر با قطعیهای پراکنده آب در برخی مناطق روبهرو بودهاند، حالا با سناریویی مواجه شدهاند که نهتنها کمآبی، بلکه تخلیه پایتخت کشور را محتمل میداند. سخنی که شاید هدفش هشدار بوده؛ اما در عمل، به موجی از نگرانی عمومی دامن زده است. بیتردید بحران آب پایتخت واقعیتی انکارناپذیر است.
دادههای رسمی وزارت نیرو از کاهش ۸۳ درصدی بارش نسبت به سال گذشته و افت ۲۵ درصدی ذخایر سدها حکایت دارند؛ شاخصهایی که بهروشنی نشان میدهند تهران در یکی از خشکترین پاییزهای نیمقرن اخیر قرار دارد. اما مسئله اینجاست که چگونگی طرح این بحران از سوی عالیترین مقام اجرایی کشور، خود به بحرانی دیگر بدل شده است. در شرایطی که جامعه با تورم، نوسان انرژی و فشارهای روزمره دستبهگریبان است، سخنگفتن از «خالیکردن پایتخت»، آنهم بدون تبیین راهکارها و برنامههای مقابله نه صرفاً هشدار اقلیمی، بلکه اعلام وضعیت اضطرار روانی است. از جهتی میتوان گفت اظهارات پزشکیان صراحتی است که در سیاست کمتر دیده میشود؛ او برخلاف رویکرد محافظهکارانه معمول، واقعیت را بیپرده گفته است. اما این صراحت، وقتی بدون نقشه دقیق اجرایی یا توضیح درباره تمهیدات همراه باشد، بهجای اعتماد، ترس جمعی تولید میکند؛ چراکه در مواجهه با مسائل حیاتی مانند آب، نوع بیان اهمیتش کمتر از خود مسئله نیست.
بحران زمانی دوچندان میشود که مردم احساس کنند هیچکنترلی بر شرایط و برنامهای وجود ندارد. در همین حال، ارقام رسمی نیز تصویر امیدوارکنندهای ارائه نمیدهند. سدهای تأمینکننده آب تهران یکی پس از دیگری به سطح هشدار رسیدهاند؛ برخی مانند لار تقریباً خشک شدهاند و برخی دیگر همچون امیرکبیر و لتیان به حجم مرده نزدیکند. تهران روزانه به ۴۰ هزارلیتر بر ثانیه آب نیاز دارد؛ اما مجموع منابع فعلی توان پاسخگویی پایدار به این نیاز را ندارد. این دادهها نشان میدهند سخنان رئیسجمهور بیپایه نیست؛ اما نحوه طرح آن میتواند مسیر مواجهه را از همکاری عمومی به اضطراب اجتماعی منحرف کند. در چنین شرایطی، جامعه بیش از هر زمان دیگری نیازمند گفتوگویی آرام، مستند و شفاف به جهت تبیین شرایط و راهکارهای مردمی است.
