سه شنبه 12 خرداد 1394 20:01 ساعت

در «رخ دیوانه» ابتدا شخصیتهای فیلم به تناوب، فریب میخورند. در ادامه، فریب به مخاطب نیز تعمیم یافته و علی رغمِ آنکه در بادیِ امر، بر دهانِ مخاطب مزه میکند و او را به لذت سوق میدهد، لیکن ادامهی دیوانهوارِ این فریبها مخاطب را مأیوس میسازد و سرانجام به نقطهای میرسد که سازنده برای نجاتِ خود به نقطه عطف متوسل میشود.
محمد حائری-گروه فرهنگی رجانیوز: «رخ دیوانه» یک فیلم خوش ریتم است. این جمله ممکن است که غفلتزا باشد و همان راهی که سازندگان را غافل کرده، به مخاطبان نیز عرضه کند. بر کسی پوشیده نیست که سینما را نمیتوان صرفاً ریتم تلقی کرد. اما ابتدا باید تکلیف خود را با ریتم روشن کنیم. منظور از ریتم در اینجا، ضرب آهنگی است که به تناسبِ زمانی، مخاطب را به سویِ خود میکشاند. اما همین ریتم دو سویه دارد. یک سویهی آن، ضرب آهنگی است که ذاتیِ اثر است و کارگردان با استفاده از همان خمیرمایه به خلقِ محصولی بصری میپردازد. سویهی دیگر، اثری است که در درونِ خود، پتانسیلِ کافی را برای ایجادِ ضرب آهنگِ موثر دارا نیست و از این رو ریتم از خودِ اثر جدا میشود و به عنوانِ عنصری اضافی، کُمِیتی میشود که دائماً پایِ اثر را میلنگاند.
«رخ دیوانه» در بدوِ امر، دارای پتانسیلی است که ریتمِ موثر و ذاتی را نوید میدهد. ماجرای چند جوان که شوخیهای خارج از حدشان، تبعات ناگواری دارد. البته تبعات نیز دائماً مورد بازی و شوخی قرار میگیرد و فیلم، مخاطب را (ظاهراً) به عدمِ قضاوت فرا میخواند. داستان، همان داستان همیشگی است و مشکلاتِ جوانان نیز با همان اِلِمانهای همیشگی پرداخته شده است. شاید تنها فیسبوک باشد که به این اِلمانها اضافه شده است. لیکن «رخ دیوانه» ریتم را در نحوهی پرداختِ خود ارائه میدهد.
خیلی چرت بود ببخشید همهش ریتم و قضاوت ریتم و قضاوت
خودتم فهمیدی چی گفتی؟؟
خودتم فهمیدی چی گفتی؟؟
نقد خوبی بود.
