قیمت ارز سالهاست از یک شاخص اقتصادی ساده به هیولایی تبدیل شده که سفره مردم را میبلعد. امروز هر بار که نرخ ارز بالا میرود یا به عبارتی بالا برده میشود، خانوادهها ناچار میشوند لقمهای را از سفره شان حذف کنند، این روند از گوشت شروع میشود، به لبنیات، میوه و سایر حوزهها تسری مییابد. چند ماه قبل اگر کسی میگفت دلار به ۱۳۰ هزار تومان میرسد، با تردید به او نگاه میکردند، از این جهت که چنین عددی برای اقتصاد، بازار و معیشت مردم «غیرقابلتحمل» به نظر میرسید، اما حالا همان عدد محقق شده و بلکه آرامآرام در حال عادیشدن است، بازار به آن عادت کرده است، قیمتها خود را با آن تطبیق دادهاند و مردم، بیآنکه قدرت انتخابی داشته باشند، ناچار به پذیرشش شدهاند. در این میان دولت مدعی معیشت مردم فقط تماشاچی است، اما دولت و بانک مرکزی نمیتوانند خود را کنار بکشند و انتظار داشته باشند بازار و مردم هزینه آن را بپردازند
جوان آنلاین: دلار و نه ارز دیگر، سالهاست از یک شاخص اقتصادی ساده به هیولایی تبدیل شده که سفره مردم را میبلعد. امروز هر بار که نرخ ارز بالا میرود یا به عبارتی بالا برده میشود، خانوادهها ناچار میشوند لقمهای را از سفره شان حذف کنند، این روند از گوشت شروع میشود، به لبنیات، میوه و سایر حوزهها تسری مییابد. چند ماه قبل اگر کسی میگفت دلار به ۱۳۰ هزار تومان میرسد، با تردید به او نگاه میکردند، از این جهت که چنین عددی برای اقتصاد، بازار و معیشت مردم «غیرقابلتحمل» به نظر میرسید، اما حالا همان عدد محقق شده و بلکه آرامآرام در حال عادیشدن است، بازار به آن عادت کرده است، قیمتها خود را با آن تطبیق دادهاند و مردم، بیآنکه قدرت انتخابی داشته باشند، ناچار به پذیرشش شدهاند. در این میان دولت مدعی معیشت مردم فقط تماشاچی است، اما دولت و بانک مرکزی نمیتوانند خود را کنار بکشند و انتظار داشته باشند بازار و مردم هزینه آن را بپردازند.
بازار ارز ایران سالهاست به یک قاعده نانوشته رسیده است: هر جا دولت عقب مینشیند، بازار جلو میآید؛ اتفاقی که در هفتههای اخیر رخ داده و نرخ را از زیر ۱۰۰هزارتومان به ۱۳۰هزارتومان رسانده است، البته رفتار بازار ارز و دولت نشان میدهد توقفی وجود ندارد و نرخها در روزهای آتی افزایش بیشتری پیدا میکنند. نرخ دلار دیگر فقط یک عدد روی تابلوی صرافیها نیست، امروز به شاخصی تبدیل شده است که حتی قیمت نان مردم را تعیین میکند، چرا؟ چون افزایش نرخ ارز مثل موجی است که همه زنجیره تولید را تحت تأثیر قرار میدهد. آرد، گندم و نان شاید در داخل کشور تولید شوند، اما ماشینآلات نانواییها، قطعات یدکی، انرژی، بستهبندی و حتی حملونقل به نرخ ارز وابسته است. وقتی دلار بالا میرود، هزینه واردات غیرمستقیم، هزینه انرژی، قیمت سوخت و هزینه حملونقل افزایش مییابد و در نهایت همه این فشارها به سادهترین کالای سفره مردم یعنی نان شب منتقل میشود.
مسئله فقط نان نیست، افزایش نرخ ارز به صورت دومینووار روی تمام کالاها و خدمات اثر میگذارد و اولین قربانی آن سفرههای کوچک مردم است. دولت باید بداند که کنترل بازار ارز، نه یک موضوع تجملی برای کارشناسان، بلکه مسئله معیشت روزانه میلیونها خانواده است. شاید در گذشته تحریمهای اقتصادی بهانهای برای فرار دولتها از عدممداخله در بازار ارز بود و میتوانستند ناکارآمدیشان را پشت تحریمها پنهان کنند، اما این تحریمها سالهاست وجود دارند، واضح است که جهشهای ناگهانی دلار نتیجه مستقیم تصمیمات غلط و بیثباتی اقتصادی است. افزایش یک شبه دلار، قدرت خرید میلیونها کارگر و کارمند را نصف میکند، این یعنی سوءمدیریت آشکار، نه تحریم.
دلار در یخچال خانهها
