روی دیگر حادثه بندر شهید رجایی نمایش همبستگی  جامعه ایران بود 

وقتی با خیریه‌ها صحبت می‌کنم، می‌گویند این حجم از کمکی که مردم می‌کنند، هیچ وقت در طول تاریخ نبوده و کسانی که مثلاً ۲۰ سال است در این حوزه کار می‌کنند، می‌گویند وقتی که ما یک فراخوان می‌زنیم برای کمک مردمی ظرف چند روز میلیارد‌ها تومان جمع می‌شود و این مردم واقعی هستند نه آن چیزی که در رسانه‌های اجتماعی گفته می‌شود

وقتی با خیریه‌ها صحبت می‌کنم، می‌گویند این حجم از کمکی که مردم می‌کنند، هیچ وقت در طول تاریخ نبوده و کسانی که مثلاً ۲۰ سال است در این حوزه کار می‌کنند، می‌گویند وقتی که ما یک فراخوان می‌زنیم برای کمک مردمی ظرف چند روز میلیارد‌ها تومان جمع می‌شود و این مردم واقعی هستند نه آن چیزی که در رسانه‌های اجتماعی گفته می‌شود

جوان آنلاین: تبلیغات زیادی را در فضای مجازی می‌بینید که ایرانیان افرادی بی‌احساس‌اند و فقط به فکر کلاهبرداری از یکدیگر هستند و مهر و محبت خیلی وقت است که از جامعه ایرانی رخت بربسته است. در همین شرایط یک فاجعه اتفاق می‌افتد و انفجار عظیمی بخشی از بندر شهیدرجایی را تکان می‌دهد؛ اتفاقی که در نتیجه آن ده‌ها نفر کشته می‌شوند. در این شرایط مردمی که تبلیغ می‌شد از هم گسسته‌اند، تجزیه‌طلب، پان‌ترک، پان‌کرد و … هستند به یک‌باره سره بزنگاه خودشان را می‌رسانند و از شمال تا جنوب همه دنبال این هستند که به هر شکلی همدردی کنند. البته یک عده از اپوزیسیون هم سعی می‌کردند این اتفاق را به هرشکل ممکن به سپاه، دولت و در مجموع نظام ربط دهند و حتی یکی از آنها توئیت می‌زند که تسلیت گفتن این اتفاق همراهی با نظام است، ولی مردم کار خودشان را انجام می‌دهند و مانند همیشه در لحظات حساس در میدان هستند. گفت‌وگوی «جوان»، با محسن ردادی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی این رفتار مردم ایران را در شرایط حساس مورد بررسی قرار گرفته است.

مردم چطور از مسیر این اختلاف‌افکنی‌ها رد می‌شوند و به این پختگی و وحدت می‌رسند؟ 
در این زمینه دو نکته وجود دارد که یک بخش آن به حوزه جامعه‌شناختی، درکی که از مردم وجود دارد و بازتابی که در رسانه‌ای اجتماعی اتفاق می‌افتد، برمی‌گردد، یعنی فهم و شناخت از مردم در رسانه‌های اجتماعی درک و فهم درستی نیست؛ یک بخشی از ویژگی‌های مردم در شبکه‌ها و رسانه‌های اجتماعی بازتاب پیدا می‌کند که معرف همه ویژگی‌های مردم نیست. یک مسئله سیاسی هم در رابطه با خود اپوزیسیون وجود دارد که چرا چنین مطالبی را منتشر و چرا اینگونه رفتار می‌کنند. 
از جنبه جامعه‌شناختی فهمی که از مردم در رسانه‌های اجتماعی بازتاب پیدا می‌کند فهم دقیق و کاملی نیست، یعنی وقتی مردم به رسانه‌های و شبکه‌های اجتماعی مراجعه می‌کنند، شاهدند که عموماً نقاط منفی بازتاب پیدا می‌کند. چیز‌هایی بازتاب پیدا می‌کند که قرار است نقاط منفی از زندگی مردم را نشان دهد. مثلاً اینکه فلانی دختر خود را در روز روشن کشت، قاپ‌زنی و دزدی یا منفعت‌طلبی در جامعه وجود دارد، اینکه آقای دایی تصادف کرده و بعد از تصادف عده‌ای ساعت وی را دزدیده‌اند و در مجموع اخباری از این دست خیلی مورد توجه شبکه‌های اجتماعی قرار می‌گیرد. تکرار این اخبار موجب می‌شود، فهمی از جامعه شکل بگیرد که مدعی است مردم ایران خیلی خودخواه و فرصت‌طلب هستند، روحیه جمعی ندارند و پایبند به اخلاق نیستند. 
این فهم ناقص و نادرست از زندگی واقعی مردم نتیجه اکتفا کردن به اخبار معدود و منفی است که مدام در شبکه‌ها و رسانه‌های اجتماعی منتشر می‌شود و چه بسا که عامدانه هم این خبر‌ها برجسته می‌شود. از طرف دیگر اخبار مربوط با رفتار‌های درست مردم خیلی در رسانه‌های اجتماعی مورد توجه قرار نمی‌گیرد. از این جهت می‌گویم شاید عامدانه باشد، یعنی یک کنترل بیرونی وجود دارد و عمداً رسانه‌ها یا کسانی که توان داغ‌کردن برخی هشتگ‌ها را دارند یا آنهایی که فالوور زیادی دارند بیشتر بر اخبار منفی تکیه می‌کنند، در حالی که وقتی شما در روابط اجتماعی و زندگی واقعی مردم جست‌و‌جو می‌کنید، مثلاً به به خیریه‌ها، انجمن‌های داوطلبی، بهزیستی سر بزنید و به جای اینکه به رسانه‌های اجتماعی استناد کنید، جا‌هایی که مردم به شیرخوارگاه‌ها کمک می‌کنند را ببینید، مشاهده خواهید کرد اوضاع کاملاً متفاوت است و آنجاست که می‌بینید مردم چقدر احساس دلسوزی و همبستگی دارند. قاعدتاً این اخبار خیلی در رسانه‌های اجتماعی بازتاب پیدا نمی‌کند، در حالی که بیشتر ویژگی‌های مردم آنجاست و در مواردی مانند فاجعه‌ای که در بندرعباس اتفاق افتاد و مردم برای کمک، خون‌دادن و اظهار همدردی پیوستگی نشان دادند و چقدر فهم و شناختی که از ویژگی‌های مردم در رسانه‌های اجتماعی وجود دارد، ناقص است. 

شاید در تمام دنیا نیز وضعیت مردم به همین شکل باشد. 
اتفاقاً جای دیگری که این همبستگی را نشان می‌دهد در آمار‌های جهانی و در بحث سرمایه اجتماعی است که به شکل پیوستگی اجتماعی خود را نشان می‌دهد. اینکه چقدر مردم در انجمن‌های داوطلبانه حضور دارند و چقدر کمک‌های خیریه انجام می‌دهند وضع ما در دنیا بد نیست. براساس بررسی‌هایی که نهاد‌های بین‌المللی در جا‌های مختلف انجام داده است از بانک جهانی گرفته تا نهاد‌های دیگری که روی موضوع سرمایه اجتماعی کار می‌کنند همه بررسی‌ها نشان می‌دهد که وضع ایران نه تنها بد نیست، بلکه جزء متوسط به بالای دنیا هستیم، ولی تصور عمومی که از رسانه‌های اجتماعی نشئت می‌گیرد، این است که مردم ایران همین چیزی هستند که عرض کردم، یعنی افرادی خودخواه، بدون مشارکت و فرصت‌طلب، ولی آن چیزی که مردم از رسانه‌ها می‌گیرند انطباقی با آمار‌های جهانی ندارد. وقتی با خیریه‌ها صحبت می‌کنم، می‌گویند این حجم از کمکی که مردم انجام می‌دهند، هیچ وقت در طول تاریخ نبوده و کسانی که مثلاً ۲۰ سال است در این حوزه کار می‌کنند، می‌گویند وقتی که ما یک فراخوان می‌زنیم برای کمک مردمی ظرف چند روز میلیارد‌ها تومان جمع می‌شود و این نشان می‌دهد که مردم خیلی دارند کمک می‌کنند و این مردم واقعی هستند نه آن چیزی که در رسانه‌های اجتماعی گفته می‌شود. 
پس این چیزی که در رسانه‌ها و مخصوصاً از سوی اپوزیسیون گفته می‌شود، چه دلیلی دارد؟
واقعیت این است که اپوزیسیون به شکل موجودات مسخ‌شده‌ای درآمده که دیگر ویژگی‌های انسانی از وجود آنها رخت بربسته است. ببینید یک انسان متعادل انواع و اقسام احساسات را دارد؛ حس شادی، غم، همدردی، سوگواری، خشم، نفرت و … را به شکل متعادل یا متناسب داراست، ولی اپوزیسیون با هواداران خود کاری کرده که تبدیل به ماشین‌های خشم و نفرت شده و دیگر هیچ‌گونه احساسات انسانی در اینها وجود ندارد، یعنی برای آنها قابل تصور نیست که غیر از این خشم و نفرتی که تمام وجود ما را گرفته، می‌توانیم یک حس همدردی هم داشته باشیم، بلکه حتی یکی از این برانداز‌ها در توئیتر نوشته بود، حالم به هم می‌خورد از این پیام‌های تسلیتی که مدام بین افراد جابه‌جا می‌شود، اگر شما تسلیت می‌گویی، ولی قائل به براندازی و دشمنی با جمهوری اسلامی نیستی، این تسلیت گفتن هیچ ارزشی ندارد. 
این افراد دیگر نمی‌توانند احساسات انسانی که اتفاقاً همین‌ها معیار انسان بودن ماهاست و باید به شکل متعادل آنها را داشت، درک کند. شب عید یا یلدا می‌شود آن را تحریم می‌کنند و می‌گویند نباید شادی کنیم، وقتی تیم ملی می‌برد، می‌گویند کسی که شادی می‌کند خائن است و شما فقط باید به مبارزه و براندازی فکر کنید، خب این تبلیغات موجب می‌شود کسانی که دل به این جریان داده‌اند، کم‌کم از آن احساسات انسانی تخلیه و تبدیل به ماشین‌های نفرت می‌شوند. برهمین اساس هم شروع به تحلیل‌کردن جامعه می‌کنند و جامعه را در اینطور موارد سرزنش می‌کنند. 
رئیس‌جمهور در یک حادثه‌ای از دنیا می‌رود، اینها شروع می‌کنند با همان حالت خشم، نفرت و تمسخر رفتار کردن. تمام جامعه جهانی از اتفاقاتی که در فلسطین می‌افتد و خیلی بعید است که کسی اندکی حس انسانی در وجودش باشد این حوادث فلسطین را ببیند و متأثر نشود، ولی اینها مانند سنگ و صخره هیچ چیزی جز نفرت ندارند و نه تنها از فلسطین حمایت نمی‌کنند، بلکه می‌گویند، چون ما با جمهوری اسلامی مبارزه می‌کنیم و جمهوری اسلامی هم از فلسطین دفاع می‌کند ما هم علیه کودکان فلسطینی و در کنار اسرائیل می‌ایستیم و اینگونه تبدیل شده‌اند به سربازان بی‌جیره و مواجبی که انسانیت را کنار گذاشته و تبدیل به ماشین شده‌اند و برهمین اساس هم وقایع را تحلیل می‌کنند. 

آنها این رفتار را نوعی واکنش سیاسی می‌دانند. 
اتفاقاً این خطر، خطر سیاسی نیست، بلکه یک اعلام هشدار نسبت به این است که اپوزیسیون و ایده‌هایی که دارد شما را از انسانیت خالی می‌کند و به نام انسانیت باید از اپوزیسیون فاصله گرفت. شما حتی اگر می‌خواهید با جمهوری اسلامی هم مقابله کنید باید مراقب باشید که دارند چه بلایی سرت می‌آورند و داری انسانیت خود را فراموش می‌کنی. نه تنها دیگر انسان شادی نیستی، بلکه انسانی نیستی که همدردی و دلسوزی داشته باشد. اینها دارد از وجود تو رخت برمی‌بندد و سؤال این است که حواست هست چه بلایی دارند سرت می‌آورند. هرچند اینها اقلیت هستند و درصد این افرادی که عمدتاً در توئیتر هم فعالیت دارند درصد خیلی کمی از کل جمعیت جامعه ایرانی است، در حالی که جامعه ما جامعه‌ای واقعاً انسانی است و انسانیت در آن زنده است؛ دلسوزی دارد، یک جا‌هایی ناراحت می‌شود و یک جا‌های خشمگین و عصبانی و حتی ممکن است به خیابان‌ها بیایند اعتراض هم کنند، ولی در کنار آن شادی و دلسوزی‌اش را هم دارند و همه اینها را به شکل متعادل دارد، ولی افرادی که رفتار‌های آنچنانی مخصوصاً در توئیتر دارند افراد خیلی کمی نسبت به جامعه ایرانی هستند که بیشتر از اینکه آنها را در دنیای واقعی ببینیم در دنیای مجازی می‌بینیم. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *