18 مهر 1398 – 00:25
به راحتی فریب خوردم و گرفتار مرد شیادی شدم که خود را یکی از تاجران بین المللی معرفی میکرد. آن قدر دل باخته آن مرد عرب زبان شدم که دیگر همسر و زندگی مشترکم را رها کردم چرا که قرار بود…

به گزارش رکنا، زن جوان در حالی که اشک ریزان مدعی بود تهدید به اسیدپاشی شده است و راه فرار از منجلاب خود ساخته اش را ندارد در تشریح سرگذشت خود به کارشناس اجتماعی کلانتری آبکوه مشهد گفت: پنج سال قبل «فرشید» به خواستگاری ام آمد. من هم که دوست داشتم زودتر ازدواج کنم بدون تفکر و تامل درباره همسر آینده ام به او پاسخ مثبت دادم و این گونه پای سفره عقد نشستم اما خیلی زود فهمیدم که در ماجرای ازدواج عجله کرده ام چرا که همسرم جوانی بیکار بود و احساس مسئولیتی در برابر خانواده اش نداشت.
با آن که همه آرزوهایم را بر باد رفته می دیدم اما مجبور بودم برای حفظ زندگی ام تلاش کنم. این در حالی بود که همسرم نمی توانست مخارج زندگی را تامین کند به همین دلیل تصمیم گرفتم در بیرون از منزل کار توانستم حتی برای لحظهای گوشی را خاموش کنم.
تهدید به اسیدپاشی زن جوان
در حالی که همچنان در رویاهایم غرق بودم روزی به طور اتفاقی و از طریق یکی از دوستانم که جابر را می شناخت تازه متوجه شدم که در دام مردی شیاد افتاده ام. او در یکی از محلات حاشیه شهر مشهد به همراه همسرش زندگی می کرد و همه دروغ هایی را که به من می گفت ساخته و پرداخته ذهنش بود. وقتی فهمیدم او از اوباش سابقه دار آن محله است که دیگر فرشید هم متوجه این رابطه زشت شده بود. خیلی تلاش کردم رابطه با او را انکار کنم ولی گوشی تلفن و محتویات داخل آن همه چیز را لو داد. حالا هم «جابر» مرا تهدید می کند که اگر به ارتباطم با او ادامه ندهم اسید به روی صورتم می پاشد. با این اشتباه مانده ام که… شایان ذکر است، به دستور سرگرد محمدی (رئیس کلانتری آبکوه) پرونده این زن جوان در دایره مددکاری اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت.
انتهای پیام
