
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، «چشمانت را ببند و در رویای کنار حسین جنگیدن بمان…» این نجوا، حدیث نفس مکرر و نغمه ناتمام جان هر شیعه از روزهای کودکی تا لحظه مرگ است.
همواره با خود اندیشیدهایم که اگر در سال ۶۱ هجری بودیم، در کدام سوی معرکه ایستاده بودیم و چگونه جان را سپر بلای امام میکردیم؟ این رویای صادقه، هیچگاه یک حسرت تاریخیِ صرف نبوده است.
بنابر روایت دانشجو، امسال در آستانه محرم سال ۱۴۰۵ هجری شمسی و ۱۴۴۸ هجری قمری، تپشِ این آرمان قدیمی شتابی بیسابقه گرفته و این حقیقت آشکار شده که رویای همرزم حسین (ع) شدن، امروز از همیشه به ما نزدیکتر است.
گویی ملت مبعوثشده ایران، فراتر از زمان و جغرافیا، هماکنون خود را در گرماگرم معرکه عاشورا میبیند و با برافراشتن پرچم عزای حسینی، پیوند میان هیئت و خیابان را به اوج رسانده است.
امتداد خط کربلا؛ تفسیری شجاعانه از یک عبارت تاریخی
در طول تاریخ، افد.
«درس حسینبنعلی (ع) به امت اسلامی این است که برای حق، برای عدل، برای اقامهی عدل، برای مقابلهی با ظلم، باید همیشه آماده بود و باید موجودی خود را به میدان آورد؛ در آن سطح و مقیاس کار من و شما نیست، اما در سطوحی که با وضعیت ما متناسب باشد، باید یاد بگیریم.»
امسال در تمام ایستگاههای صلواتی، تکیهها و خیابانهای شهر، رویای همسنگری با سیدالشهدا دیگر یک آرزوی دور نیست؛ این زمزمه حماسی و رویاگونه بر لبها جاری است و به حقیقت پیوسته است:
رویا یعنی دوباره حسین
میآید خورشیدی از تبار حسین
کنار او میجنگیم، کنار حسین
زمین برمیگردد بر مدار حسین…
