این اثر بازگشتی به سنتهای نئورئالیست کلاسیک در خلق یک تصویر متفاوت از مهاجرانی است که پا به نیویورک میگذارند؛ تصویری که برای تماشاگران حرفهای بکر نیست اما نوع پرداختی که فیلمساز در نخستین ساختهاش به کار گرفته، جذاب است.
فیلم سینمایی «در روز هفتم / On the Seventh Day» بازگشتی به سنتهای نئورئالیست کلاسیک در خلق یک تصویر متفاوت از مهاجرانی است که پا به نیویورک میگذارند؛ تصویری که برای تماشاگران حرفهای بکر نیست اما نوع پرداختی که فیلمساز در نخستین ساختهاش به کار گرفته، جذاب است.
به گزارش «تابناک»؛ رضایتبخشترین جنبه «در روز هفتم / En El Séptimo Dia / On the Seventh Day»، اولین فیلم بلند «جیم مک کی / Jim McKay» در دوازده سال اخیر، از آن جایی نشات میگیرد که این فیلم یک مقدمه ساده را با موضوعاتی مهم در میآمیزد؛ با به تصویر کشیدن یک هفته از زندگی یک مهاجر مکزیکی در بروکلین. این فیلم بار دیگر به آن سنت آثار نئورئالیست کلاسیک که در آن چالشهای زندگی روزمره در یک بازه زمانی که در طبقه سطح پایین جامعه وجود دارد و اغلب در سینمای بدنه نادیده گرفته میشود، بازگشته است.
در همین حال، آن درام را به نحوی دوست داشتنی برای تماشاگران عرضه میکند؛ یک فیلم پرهیجان ورزشی در مورد شخصیتهایی که گیر اطرافیان افتادهاند، راه خود را مییابند. این روحیه مبارزه طلب «خوزه» به نظر به خاطر اشتیاق او به گسترش ریشههای عمیق وجودیاش است، و بازیگر لال هرگز بهتر از این نتوانسته تا این مسئله بغرنج را در چهره شکست خوردهاش به نمایش بگذارد. وقتی که فیلم به آن اوج زیبایش میرسد، نوبت به دیدن تاثیر آن جزئیات ریزی میرسد که قبلا به تصویر کشیده شده بود. وقتی که «خوزه» نهایتا باید بین علایق و اهدافش یکی را انتخاب کند، تیم او امیدوار است تا سرانجامی خوش داشته باشد. باید گفت که غافلگیری «در روز هفتم» آن است که با چیزی که در این نوع فیلمها و با این شرایط به آن یک پایان خوش میگوییم گلاویز میشود، و به جای آن یک اعتدال خوشایند و معقول را برمیگزیند.
