
تاسوعا و عاشورا از خلال خاطرات قهرمانمیرزا سالور؛
روضههای خامس آلعبا به روایت عینالسلطنه
رضا مختاری اصفهانی نوشت: روضهخوانهای تهرانِ عصر ناصری نیز هر کدام برای خودشان حکایتی داشتند. یکی از آنان سیدمحسن نقیبالسادات بود؛ روضهخوانی که جمعیت زیادی پای منبرش گرد میآمدند اما عینالسلطنه به معلومات او خُرده میگیرد: «آقای نقیبالسادات ماشاءالله معرکه میکند. پنجاه سال است روضهخوان است. چهار حدیث بلد نیست.»
سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، رضا مختاری اصفهانی، دانشآموخته تاریخ و سندپژوه در یادداشتی به روایت تاسوعا و عاشورا از خاطرات قهرمانمیرزا سالور (عینالسلطنه) پرداخت و نوشت:
عزاداریهای محرم بهویژه در روزهای تاسوعا و عاشورا از مهمترین مشاهدات و خاطرات یادداشت پنجشنبه، دهم محرم ۱۳۰۲/ نهم آبان ۱۲۶۳ مینویسد: «امروز که روز پنجشنبه است، تعزیه تمام شد. از روز اول تا حالا که روز عاشورا [است]، این تعزیه[ها] را خواندهاند: روز اول فاطمه زهرا. روز دوم فاطمه صغرا. روز سیّم… [در متن چنین آمده]. روز چهارم مسلم. روز پنجم حضرت عباس. روز ششم حضرت علیاکبر. روز هفتم حضرت قاسم. روز هشتم حضرت یوسف و مادر وهب. روز نهم بازار شام. روز پنجشنبه حضرت سیدالشهدا ابیعبدالله. شب تعزیه حضرت عباس، تعزیه عروسیرفتن فاطمه زهرا بود. شب تعزیه حضرت علیاکبر، تعزیه قنبر بود. شب تعزیه حضرت قاسم، تعزیه درهالصدف بود.» مراسم تعزیه در ایام محرم و گرمی طاقتفرسای تهران که اعیان و رجال به ییلاقات پناه میبردند، مراسمی باشکوه برای عزاداران در شبهای طولانی تابستان بود: در ساعت دو [از شب گذشته] به تکیه دولت رفتیم. شب شکوه و تماشایش زیاده از حد است؛ تعزیه هند [در] خرابه [شام] بود. شش ساعت از شب گذشته به منزل مراجعت شد.»
