روستا استعداد دارد، امکانات نه!

سال اولی که وارد شغل معلمی شدم (سال ۱۳۹۸) به روستا رفتم تا شرایط آموزش در آنجا را از بعد جامعه‌شناختی بررسی کنم، می‌خواستم نوع مواجهه آن‌ها را با درس خواندن ببینم، با وجود محرومیت‌هایی که تجربه می‌کنند. از همان روز‌های اول فهمیدم که این بچه‌ها به شدت شگفت‌انگیز هستند، آن‌ها پتانسیل و ظرفیت بالایی دارند که با کمی توجه به رشد و بالندگی می‌رسند

سال اولی که وارد شغل معلمی شدم (سال ۱۳۹۸) به روستا رفتم تا شرایط آموزش در آنجا را از بعد جامعه‌شناختی بررسی کنم، می‌خواستم نوع مواجهه آن‌ها را با درس خواندن ببینم، با وجود محرومیت‌هایی که تجربه می‌کنند. از همان روز‌های اول فهمیدم که این بچه‌ها به شدت شگفت‌انگیز هستند، آن‌ها پتانسیل و ظرفیت بالایی دارند که با کمی توجه به رشد و بالندگی می‌رسند

جوان آنلاین: سفرش به روستا را برای ارزیابی بعد جامعه‌شناختی آغاز کرده‌بود، اما شاید هرگز تصورش را هم نمی‌کرد با چنان علاقه و پشتکاری مواجه شود که بعد سال‌ها، تعریف خاطرات زندگی با کودکان روستایی سرذوقش بیاورد. هر چند که لابه‌لای تجربیاتش خاطرات تلخ و حسرت‌بار نیز موج می‌زند، خصوصاً وقتی تصمیم به مقایسه تفاوت آموزشی در مدارس شهری و روستایی می‌گیرد؛ تفاوت‌هایی که هنوز هم کیان بدرنیا را آزار می‌‎دهد، چراکه از نزدیک علاقه وصف‌نشدنی و پشتکار قابل‌توجه کودکان روستایی را برای آموختن به چشم دیده و یقین دارد اگر این کودکان شرایط آموزش در مدارس شهری را داشتند، هر کدامشان امروز تبدیل به فردی مفید برای جامعه می‌شدند، اما تنها خدا می‌داند که آیا با وجود تمام توانمندی‌ها، تلاش و پشتکار برای یادگیری موفق به ادامه تحصیل شدند یا بعد از چند سال برای برداشتن باری از روی دوش خانواده روی به کار آوردند. شاید روزی که برای ارزیابی بعد جامعه‌شناختی راه روستا را در پیش گرفته بود، تصور نمی‌کرد تا این اندازه به لحاظ احساسی، تحت‌تأثیر قرار گیرد. شاید هم تصور می‌کرد با یک آماربرداری جامع بتواند راه‌حلی برای برطرف کردن این تفاوت آموزشی ارائه دهد، اما حسرتی که لابه‌لای کلماتش دیده می‌شود نشان از عدم‌حل این مشکل و پابرجایی تفاوت آموزشی در مدارس شهری و روستایی دارد. مشکلی که در صورت حل شدن می‌تواند بار سنگینی را از روی دوش جامعه بردارد، اما هنوز مشخص نیست چه زمان آقایان مسئول به درک درستی از این مهم می‌رسند، تا راه را برای آموزش هر چه بهتر کودکان روستایی هموار و از استعداد قابل توجه و تلاش و پشتکار بی‌نظیر آن‌ها استفاده کنند. سرمایه‌ای که سال‌هاست سوخت رفته و کمتر کسی توجهی به گرانبهایی آن کرده‌است. هر چند امثال کیان بدرنیا بار‌ها و بار‌ها بدان اشاره کرده‌اند. در ادامه مشروح گفتگو با این معلم خوش‌ذوق را که کارشناس ارشد روانشناسی دارد، می‌خوانید.  

از روز‌های اول شغل معلمی بگویید. چرا کارتان را از یک روستا شروع کردید؟  

سال اولی که وارد شغل معلمی شدم (سال ۱۳۹۸) به روستا رفتم تا شرایط آموزش در آنجا را از بعد جامعه‌شناختی بررسی کنم، می‌خواستم نوع مواجهه آن‌ها را با درس خواندن ببینم، با وجود محرومیت‌هایی که تجربه می‌کنند. از همان روز‌های اول فهمیدم که این بچه‌ها به شدت شگفت‌انگیز هستند، آن‌ها پتانسیل و ظرفیت بالایی دارند که با کمی توجه به رشد و بالندگی می‌رسند. آن‌ها صاف و ساده و علاقه‌مند به یادگیری هستند. با وجود اینکه محرومیت از امکانات آموزشی را تجربه می‌کنند، اما نکات درسی را به خوبی و به درستی یاد می‌گیرند. برخی از آن‌ها بار‌ها و بار‌ها برای تثبیت نکات درسی در ذهن‌شان تمرین می‌کنند. پشتکار این بچه‌ها بی‌نظیر است. این موارد انگیزه معلم را برای صرف وقت و انرژی بیشتر، دوچندان می‌کند، چراکه نتیجه کارش را مثبت می‌بیند و می‌فهمد که این محصلان، برای او و زمانی که صرف می‌کند، ارزش زیادی قائل می‌شوند. البته دو سال است که به مدرسه شهید باکری مهاباد آمده‌ام و به بچه‌های ابتدایی آنجا درس می‌دهم.  

با توجه به اینکه تجربه کار معلمی هم در مدارس روستایی و هم در مدارس شهری را دارید، این‌ها چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *