
در گوشهای از خلیج گرگان، جایی که آب و آسمان در هم میآمیزند، جزیرهای کوچک و ساکت به نام آشوراده نفس میکشد. این تکه خاک، که گویی از دل قصههای کهن سر برآورده، سالهاست در میان طوفان تصمیمات دولتها و بازیگران پشت پرده سرگردان است.
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، گاه به نام حفاظت از طبیعت، گاه به بهانه توسعه، و گاه در سایه منافع پنهان، آشوراده چون کودکی بیپناه میان دستان قدرتمندان و دولتمردان دستبهدست میشود. داستان این جزیره، روایتی است از تضادها، از آرمانهای بلند و واقعیتهای تلخ، از وعدههایی که در باد گم میشوند و از مردمانی که در سکوت، نظارهگر این بازیاند.
آشوراده در گذر دولتها
آشوراده، این جزیره کوچک در حاشیه خزر، سالهاست که در مرکز مناقشات زیستمحیطی و اقتصادی قرار دارد. در دولتهای پیشین، از دولت تصلاحات تا امروز، طرحهای متعددی برای این جزیره پیشنهاد شد: از تبدیل آن به منطقه ویژه گردشگری تا ساخت اقامتگاههای لوکس و حتی واگذاری زمین به سرمایهگذاران خصوصی. هر دولت، با نگاهی متفاوت، نقشهای برای آشوراده کشید. در دولت احمدینژاد، طرحهای عظیم گردشگری با وعده اشتغال و رونق اقتصادی مطرح شد، اما فعالان محیط زیست فریاد برآوردند که این جزیره، زیستگاه گونههای نادر و بخشی از ذخیرهگاه زیستکره میا
آشوراده، این جزیره کوچک، همچنان در انتظار تصمیماتی است که نه تنها به طبیعتش احترام بگذارند، بلکه به مردمان استان گلستان نیز سود برسانند. دولت پزشکیان، با وعدههایش برای شفافیت و وفاق ملی، فرصتی دارد تا این بار، داستانی متفاوت برای آشوراده بنویسد. اما در این مسیر، سایه سنگین منافع گروههای قدرتمند، از سرمایهگذاران گرفته تا مقامات محلی و حتی نهادهای نظارتی، همچنان بر جزیره سنگینی میکند. آیا این دولت میتواند از تکرار اشتباهات گذشته پرهیز کند؟ آیا گزارشهای قبلی سازمان بازرسی و جلسات هماهنگی، به تغییری واقعی منجر خواهند شد؟ یا آشوراده، بار دیگر، قربانی تصمیمات متناقض و بازیهای پشت پرده خواهد شد؟
تنها زمان پاسخ این پرسشها را خواهد داد، اما صدای آشوراده، صدای پرندگانش، و صدای مردمانی که زندگیشان به این جزیره گره خورده، همچنان در انتظار گوشهایی است که بشنوند.
