
اقتصاد۲۴– از روز جمعه که مقتدی صدر یاران خود را مامور کرد به دفاتر جریان حکمت ملی، حزب الدعوه و دیگر اعضای چارچوب هماهنگی شیعیان عراق یورش ببرند و آنها را آتش بزنند، روشن بود که مقتدی صدر به فاز جدیدی در تحرکات سیاسی خود وارد شده است. تحرکاتی که چندان هم جلوداری نداشتند. مقتدی صدر بعد از تحمل چندین ضربه سیاسی در حرکتی فرار رو به جلو تصمیم گرفت وارد فاز نبرد خیابانی شود. همان چیزی که مدتها برای آن انتظار کشیده بود و دائما در سر میپروراند. اردوکشی خیابانی با هدف تسویه مخالفان و حذف رقبا از یک سو و ترساندن افکار عمومی و مردم عادی از سوی دیگر، با هدف رسیدن به آنچه آرزویش را دارد؛ رهبری بلامنازع عراق.
مقتدی صدر زمانی تحرکات خیابانی خود را آغاز کرد که احساس کرد در عرصه سیاسی در حال عقب افتادن از رقبایش است. او در ابتدا به نیروهایش در پارلمان عراق فشار آورد تا از نمایندگی مجلس استعفا دهند، به این امید که استعفای آنها از یک سو موج اجتماعی – سیاسی ایجاد کند و او سوار موج یکه تازی کند و از سوی دیگر جریانهای سیاسی دیگر از او خواهش و التماس کنند تا صحنه را ترک نکند؛ اما در کمال شگفتی دید نه تنها کسی از او خواهشی نکرد بلکه بر عکس به گونهای برخورد کردند که گویی منتظر بودند او و یارانش صحنه را ترک کنند. فائق زیدان، رئیس شورای عالی قضایی عراق فورا بیانیهای صادر کرد و استعفای آنها را قانونی دانست، و ساعاتی بعد محمد الحلبوسی، رئیس پارلمان عراق با صدور بیانیهای استعفای نمایندگان صدر را پذیرفت و مدت کوتاهی بعد از آن، جلسه ویژهای برگزار و نمایندگان جانشین نمایندگان جریان صدر را انتخاب کرد. همه این اتفاقات برای او غیرمنتظره بود. به ویژه که مسعود بارزانی، رهبر حزب دموکرات کردستان نیز به او پیام داد که اتحادش با او رو به پایان است و دیگر بیش از این توانایی همراهی با او را ندارد.
اوج خشم صدر زمانی بود که چارچوب هماهنگی با وجود همه سنگ اندازیها و فشارهایی که به اعضای چارچوب هماهنگی وارد میکرد، توانست نامزد نهایی خود برای سمت نخست وزیری را معرفی کند، به ویژه که این نامزد از اعضای سابق حزب الدعوه اسلامی و ائتلاف دولت قانون به رهبری نوری مالکی، دشمن سرسخت مقتدی صدر بود و با حمایت او توسط چارچوب هماهنگی نامزد شد.
عصبانیت صدر زمانی تشدید شد که متوجه شد، محمد شیاع السودانی همان کسی است که بعد از انتخابات مجلس با او توافق همکاری امضا کرد، اما بعد از رفتارهای نامتوازنش تصمیم گرفت از او جدا شد.
همه این تحولات صدر را به مرحلهای رساند که تصمیم گرفت آنچه را مدتها به آن فکر میکرد عملی کند؛ آشوب و بهره برداری از فضای آشوب برای تامین منافع فردی اش.
