
به گزارش خبرآنلاین روزنامه همشهری نوشت: نظر رهبری مخالفت با اصل مذاکره نبوده است، بلکه انتقاد متوجه شیوه و چارچوب مذاکراتی بوده که در برخی مقاطع، از منظر منتقدان، غیرعزتمندانه و مبتنی بر رویکردی از بالا به پایین تلقی میشد؛ رویکردی که رهبری نیز در موارد مختلف نسبت به آن هشدار داده و با آن مخالفت کرده است.
این عبارت میتواند ناظر به بیاعتمادی نسبت به طرف آمریکایی باشد؛ بهویژه با توجه به تجربه برجام که از دید منتقدان، فاقد ضمانتهای اجرایی کافی بود و امکان عدمپایبندی یا خروج یکجانبه آمریکا از توافق را فراهم میکرد.
سابقه طولانی تعاملات و مذاکرات آمریکا با کشورهای مختلف، چه پیش از انقلاب اسلامی و چه پس از آن، از نگاه این تحلیل نشان میدهد که ایالات متحده در بسیاری از موارد شریک قابلاعتمادی برای توافقات پایدار نیست و در قبال ایران نیز نمیتوان انتظار رفتاری متفاوت داشت.
از این منظر، اگر مسئولان کشور توانسته بودند شرایط اقتصادی و معیشتی را بهگونهای مدیریت کنند که فشارهای آن هنوز در حافظه عمومی جامعه باقی مانده باشد.
از منظر دیگری، این عبارت میتواند ناظر به ضرورت مدیریت افکار عمومی جهانی باشد. در فضای رسانهای بینالمللی، گاه چنین القا میشود که ایران مخالف صلح و گفتوگوست؛ ازاینرو ورود به مسیر مذاکره میتواند تلاشی برای اثبات صلحطلبی ایران و خنثیسازی این روایت باشد؛ هرچند چنین رویکردی هزینهها و ملاحظات خاص خود را دارد.
همچنین ممکن است منظور این باشد که کشور در شرایط کنونی نیازمند بازسازی توانمندیها، بازنگری در راهبردها و تجدید قواست. در این چارچوب، توافق یا کاهش تنش میتواند فرصتی برای بازیابی ظرفیتهای اقتصادی، سیاسی و نظامی فراهم کند. بر این اساس، مذاکره نه بهعنوان هدف نهایی، بلکه بهعنوان ابزاری برای خرید زمان و افزایش آمادگی در آینده قابل تفسیر است.
17302
