
شفقنا – روزنامه آرمان ملی در مطلبی با عنوان «پخش شبنامه علیه رئیس جمهور خیانت به مردم بود» این گونه آورده است:
چندی است که دلواپسان بهطور سازماندهی شده به تخریب رئیسجمهور و دولت میپردازند و برخوردی نیز با این جریانات صورت نمیگیرد؛ از دید برخی این تحرکات برای زمینگیر کردن دولت است. ارزیابی شما چگونه است؟
متاسفانه این جریانها دائما در حال فعالیتند و برای رسیدن به اهداف و منویات خود هیچحد و مرزی هم نمیشناسند. البته بهنظر من برخورد آقای دکتر روحانی بهعنوان رئیسجمهور نیز مقداری انفعالی و عکس العملی است. برای اینکه وقتی رئیسجمهور صحبت میکند باید کلا از آرامش برخوردار باشد و اگر به طرح مسالهای میپردازد بایر با آرامش آن را بیان کند. یکی از اشکالات دولت آقای روحانی و همراهانش این است که صریح صحبت نمیکنند. صریح صحبت کردن با احساساتی صحبت کردن فرق دارد. اگر قرار است مسائل و مطالبی روشن شود باید خیلی سریع و صریح بیان شود. الان مدتهاست که بحث ارز ۴۲۰۰ تومانی و پولهایی که رفته و برنگشته از طرف خود مقامات دولتی بهصورت مجمل گفته شده، اما هیچگونه توضیحی از سوی بانک مرکزی و مقاماتی مثل معاون اول و کسانی که صحبت میکنند ارائه نمیشود. فارغ از احساسات و بحثهای چکشی و سخنرانیهای احساسی باید نسبت به آنچه که در کشور میگذرد مردم را با خبر و وضعیت را برای مردم تشریح کرد. این نیست که مثلا در شرایط تحریم باشیم نفتمان را نخرند و این فشارها به جامعه وارد شود بعد همه دستگاهها از جمله خود دولت شعار زندگی و معیشت بهتر برای مردم بدهند و تریبونهای نماز جمعه از معیشت بهتر مردم سخن بگویند. اما پرسش اینجاست وقتی که تمام روابط بانکی کشور فشل است، فروش نفتمان تا این حد پایین آمده و دشمنی آمریکا در حد اعلی اعمال میشود آیا قرار است تغییری در جهت بهبود وضعیت معیشت مردم حاصل شود؟ هیچگفتمانی راجع به آینده کشور صورت نمیگیرد و با تمام مشکلات بودجهای در کشور همه دائم شعار زندگی بهتر و معیشت بهتر میدهند. این نقد نه تنها در حوزه سیاست، قدرت و دولت که در همه حوزههای عملکردی وجود دارد. مثلا در حوزه ورزش در شرایطی که اینهمه مشکلات در کشور وجود دارد باشگاههای مطرح فوتبال مربیان خارجی چندمیلیون دلاری و بازیکنان گرانقیمت خارجی استخدام میکنند. در لیگ کشتی که کلا یک ماه به طول میانجامد ۱۳ کشتیگیر خارجی استخدام کردیم و در زمینههای دیگر نیز اوضاع به همین گونه است. گویا همه به دنبال این هستند که نوعی ناکارآمدیها در کشور افزایش یابد. در حالی که وقتی دشمن خیلی سخت علیه ما اقدام میکند، باید خیلی محتاطانه و انقباضی حرکت کنیم و اوضاع را برای مردم بگوییم. اگر رئیسجمهور هم بخواهد به مردم وعده بدهد که من این کار را انجام میدهم، اما دیگران نیز فشار بیاورند، کاری از پیش نخواهد رفت. من معتقدم دولت شرایط جدیدی را برای مردم مطرح نکرده است. ما از وقتی که آقای ترامپ اعلام کرد از برجام بیرون میآییم و در نکوهش آن سخن گفت باید مشکلات را در داخل حل میکردیم تا از جانب داخل مشکلی نداشته باشیم. با این حال باز هم همه دنبال سیاستهای انبساطی هستند که به مردم وعدهای الکی و آبکی بدهند.
چند روز قبل بیانیهای در مجلس پخش شد که در آن بیانات مقام معظم رهبری را در کنار سخنان رئیسجمهور گذاشته بودند بهنحوی که اینگونه القا کنند سخنان رئیسجمهور در تقابل با رهبری است؛ با وجود اینکه در آستانه هفته وحدت بسر میبریم اینگونه رویکردها با چه اهدافی صورت میگیرد؟
وقتی دولت در راستای تحقق مطالبات جامعه با جدیت عمل نمیکند، نارضایتیهایی بهوجود میآید. جریانهای مخالف دولت با گفتمان پوپولیستی مردم را علیه دولت میشورانند و با تحرکاتی میخواهند دولت را مقابل مقام معظم رهبری قرار دهند. هر چند هدفشان نیز آینده بهتر برای کشور نیست بلکه بهدنبال این معنا هستند که فقط به دولت ضربه بزنند. البته تمام تحرکاتی که اینها انجام میدهند در راستای سیاستهای ضد نظام است، چراکه وظیفه تمام جریانات چه موافق و چه مخالف ایجاد وحدت و انسجام در جامعه است. من معتقدم اگر کسانی بخواهند فضاسازی کنند و درصدد مقابل هم قرار دادن رئیسجمهور و رهبری باشند همه این اقدامات خلاف استقلال، انسجام و اتحاد کشور است. هر کس بخواهد چنین عملی انجام دهد بهنظر من خیانت کرده است. از طرف دیگر مقامات ما نباید از طریق تریبون با هم حرف بزنند در حالی که جلسات سران ۳ قوه دارند و این مسائل را میتوانند در آنجا مطرح کنند. البته خیلی از مردم دیگر گوششان به این حرفها بدهکار نیست، برای اینکه فکر میکنند برخی مسئولان و از جمله آنهایی که در مجلس علیه رئیسجمهور بیانیه و شبنامه پخش کردند بهفکر اداره جامعه و آینده کشور نیستند، ندانسته و با طرز فکر بچهگانه علیه کشور کار میکنند. متاسفانه دائما بر اینگونه تحرکات افزوده میشود و از پی هم تکرار میگردد.
صحبت سران قوا و مسئولان از تریبونهای عمومی با یکدیگر و انذار و تبشیرهایی که مطرح میشود چه تاثیرات سوئی بر جامعه خواهد گذاشت؟
بهنظر من مهمترین لطمهای که اینگونه رویکردها به مردم و جامعه میزند ایجاد هرچه بیشتر بیاعتمادی مردم به مسئولان کشور است. وقتی مردم به مسئولان بیاعتماد شوند دیگر آنچه از زبان آنها بیان شود را نیز نخواهند پذیرفت. من خیلی از این بحث و نظرخواهیهایی که از مردم میشود را از نزدیک میبینم و معتقدم که مردم فکر میکنند کسی به فکرشان نیست بهدلیل اینکه میبینند گروهی از مقامات کشور از جمله کسانی که تریبون دارند و هر هفته صحبت میکنند و از لزوم بهبود وضع معیشتی مردم میگویند با وجود مشکلات جامعه خودشان با مشکلی مواجه نیستند و فقط سخنرانی میکنند. مردم احساس میکنند که به رغم تحریمها، دشمنیها و کمبود امکانات در کشور میشود اتفاقات خوبی رقم بخورد، اما دولت نمیتواند انجام دهد. در حالی که آنقدر وظایف دولت گسترده است و خدمات گستردهای ارئه میدهد که شاید مردم آن را حس کنند یا در میان برخی مسائل به چشم نیاید. البته نه فقط این دولت بلکه اصولا نهاد دولت در کشورمان خدمات فراوان و بسیار گستردهای ارائه میدهد. همین مساله برق که از ابتدای سال تاکنون خاموشی نداشتهایم زحمات و خدمات بسیاری از کارکنان دولت و وزارت نیرو است که برق مردم با مشکلی موجه نشود. این خیلی بد است که بعد از اینهمه خدماتی که دولت به مردم ارائه داده و میدهد عدهای بگویند دولت هیچکاری نکرده است و عدهای هم درصدد سرنگونی رئیس دولت برآیند. نهاد دولت در کشور ما خدمتگزار بزرگی است و خدماتی هم که آقای روحانی بهخصوص در رابطه با سیاستگزاریهای خارجی و برجام انجام داده واقعا آبروی بزرگی برای ایران آورده که همگان نیز آن را تایید کردهاند. منتها من خودم هم نمیدانم که این تضادها به چه معناست، از کجا سرچشمه میگیرد و چرا اینقدر خودزنی میکنیم. بهنظر من تمام این کارها نوعی خودزنی است و این وسط چیزی که مفقود شده عقل است.
چقدر میتوان امیدوار بود که با توجه به آنچه در جامعه در ساحتهای مختلف رخ میدهد شرایط به سمت عادی شدن مسائل پیش برود؟
بهنظر من اکنون ما اصلا شرایط عادی نداریم. متاسفانه در حالی که ما امکان شرایط عادی در کشور نداریم عدهای تظاهر میکنند که شرایط کشور عادی است. مثل آقای احمدینژاد که میگفت این تحریمها کاغذپاره است. در حالی که نه آن زمان تحریمها کاغذپاره بود، نه اکنون تحریمها بیتاثیر است. در حال حاضر به اعتراف مقامات وزارت بهداشت با مشکلات دارویی مواجه هستیم و آمریکا داروها را تحریم کرده است. از طرف دیگر مسائل اجتماعی، مسائل بانکی، مالی، سرمایهگذاری خارجی، تامین مواد اولیه کارخانجات و… بخش دیگری از مشکلات کشور را شامل میشود. حل این مشکلات نیز جز با یک برنامهریزی دقیق و روایت حقیقت آنچه در کشور میگذرد امکانپذیر نیست. مسئولان باید شرایط را به مردم توضیح دهند و بگویند که با توجه به وضعیت کشور نمیشود وضعیت معیشت شما بهتر شود. مگر میشود کشوری درگیری منطقهای و جهانی داشته باشد و همزمان در رفاه باشد. چنین چیزی اصلا ممکن نیست. تظاهر به اینکه در کشور همهچیز عادی است نتیجهای جز نارضایتی و بیاعتمادی به دستگاههای حکومتی ندارد، چراکه مردم خواهند گفت اگر شرایط عادی است چرا مسئولان کاری برای بهبود معیشت ما انجام نمیدهند و روزبهروز زندگی ما سختتر میشود. من موافق سیاست خارجی آقای روحانی و دولت فعلی و مقاومت در برابر زیادی خواهی بیگانگان هستم، اما موافق این نیستم که حقیقت به مردم گفته نشود و سیستم مثل شرایط عادی رفاه و ارتباط بینالمللی در حد اعلی در جریان باشد. رئیسجمهور و سایر مقامات باید به مردم بگویند که وضعیت ما چگونه است و مردم باید چگونه زندگی گنند آن زمان است که نوعی همدلی و همفکری در کشور ایجاد میشود. گفتمانی باید در کشور باشد که ما را به مقاومت در برابر خارجیها مسلح کند وگرنه دائما در هرزمینهای در داخل کشور شاهد ایجاد نارضایتی خواهیم بود. باید گفته شود که سیاست خارجی ما مقاومت عقلانی در برابر خارجیها است و چنین تبعاتی را نیز در برخواهد داشت تا مردم به زندگی در این شرایط قانع شوند.
بیش از یک سال از ارسال لوایح FATF به مجمع تشخیص مصلحت نظام میگذرد و هنوز ارادهای برای تصویب این لوایح وجود ندارد؛ تحلیل شما از عدم بررسی و تصویب این لوایح چگونه است؟
متاسفانه دولت در توضیح این موضوع خیلی ضعیف عمل میکند. اینکه اظهارات معاون حقوقی رئیسجمهور در گوشه روزنامه یا سایتی قرار گیرد کافی نیست. واقعا باید در مقابل تمام حرفها و سوالاتی که مطرح میشود پاسخ قانعکننده بدهند. مثلا میگویند اگر ما این لوایح را تصویب کنیم باید سردار قاسم سلیمانی را تسلیم آنها کنیم، خب؛ دولت بیاید دقیق به شفافسازی بپردازد که این سخن صحیحی است یا دروغی آشکار. بالاخره مسائل و شبهههایی مثل تبعات عدم تصویب FATF، تحریم و قرار گرفتن در لیست سیاه که مطرح میشود همه پاسخ دارد و چندین بار باید در این موارد شفافسازی کرد. دولت باید به جای سخنرانیهای احساسی و مطرح کردن برخی مسائل که مبهم است و هرگز روشن نخواهد شد از جنبه مثبت اقداماتی که باید انجام دهند و اثراتی که در داخل دارد بارها صحبت کنند. مردم سخنرانی احساسی نمیخواهند و باید با عدد، رقم و بهصورت کارشناسی با مردم صحبت کرد. از قول یکی از نمایندههای مجلس مطرح شده که رئیسجمهور به خاطر برادرش که محکوم شده اینگونه صحبت میکند هر چند که بهنظرم اینگونه نیست، اما در گفتوگو با مردم باید عقلانیت و منطق وجود داشته باشد.
اخیرا رئیسجمهور اظهار کرده تندروها فقط برای دولت مشکل درست میکنند؛ اساسا عدم کارایی در برخی ارکان دولت و نارضایتیها صرفا به جهت تخریب دلواپسان و تندروها است؟
اولا من معتقدم که مجموعه دولت خدمات بسیار وسیعی به مردم ارئه میدهد، اما اینکه بعضا مطرح میشود که دولت میخواهد کار انجام دهد و نمیگذارند باید بگویند که چه کسانی اجازه کار به دولت نمیدهند. این حرفها مثل آن است که میگویند ما اختیارات نداریم، اما نمیگویند کدام اختیارات را میخواهند. هر چند که اختیارات نیز باید در چارچوب قانون اساسی باشد. رئیسجمهور و رئیس مجلس با علم به قانون اساسی و اختیاراتشان به این عرصه وارد شدند. لذا باید بگویند که میخواهند چه کنند و در جهت انجام کار چه کسانی مانع کارشان است. از جمله اینکه بگویند به این دلایل FATF تصویب شود و مخالفان بهدلیل منافع خود به دروغ به تخریب این لوایح میپردازند. کلی گویی دری را دوا نمیکند و نه برای دولت کار کردی دارد نه برای جامعه.
برخی معتقدند که سخنان اخیر رئیسجمهور در خصوص مبارزه با فساد و توضیح به مردم حرف جامعه است که از زبان رئیسجمهور بیرون میآید؛ چقدر با این گزاره موافقید؟
اگر قرار است شفافیت وجود داشته باشد خیلی از مسائل باید برای مردم شفاف گفته شود. اگر دولت خواستار شفافیت در مبارزه با فساد و و توضیح دادن به مردم است قوه قضائیه و سایر دستگاهها و نهادها نیز شفافسازی کنند. غیر از مسائل امنیتی خاص که خارجیها از آن سوءاستفاده میکنند و نباید مطرح شود در خیلی از موارد میشود شفافسازی کرد. آقای جهانگیری چند سخنرانی انجام دادند که در اکثر آنها ابهام وجود دارد که یا نباید مطرح شود یا اگر مطرح شد باید کامل گفته شود. از سوی دیگر بانک مرکزی نیز باید کاملا شفاف گزارش عملکرد ارزی خود را ارئه دهد، اما صرفا به کلیات بسنده میکند.
