در مقاله پیشِ رو، کتاب «روح توحید؛ نفی عبودیت غیر خدا» اثر حضرت آیتالله سید علی خامنهای حفظه الله را معرفی میکنیم. کتاب، گفتار دهم از سلسله گفتارهای رهبر معظم انقلاب از انتشارات صهبا است. کتاب با همین عنوان توسط دفتر انتشارات اسلامی و شرکت چاپ و نشر بینالملل نیز منتشر میشود. گفتنی است که جهت آشنایی بهتر مخاطبان، بخشهایی از مقدمه و متن کتاب نیز برای نمونه ذکر خواهدشد.
پاییز پارسال، یعنی سال ۵۴، یک سؤال اساسی و جدی برایم ایجاد شد و حسابی درگیرم کرد. دانشگاه آذرآبادگان تبریز، از سیاسیترین دانشگاههای کشور است. من از همان سال ۵۱ که وارد دانشگاه شدم، بهعنوان یک دانشجوی مذهبی فعال بودم… یک روز در دانشگاه وقتی با رفقای مذهبیام سر مسائل فکری و سیاسی مباحثه میکردیم، به این سؤال جدی رسیدم که اعتقاد به توحید عملاً چه نقشی در زندگی انسان دارد؟
مسئله اصلی این نبود که اثبات کنیم خدا یک است و دو نیست. بله، خدا یکی است؛ اما این چه تاثیری در زندگی ما دارد؟… ما توانایی دعوت به توحید را داشتیم؛ ولی ارتباط توحید با زندگی مبارزاتی را درست نمیتوانستیم تبیین کنیم… اکثر کتب مذهبیِ موجود، فقط پاسخگوی مسائل ذهنی و انتزاعی بود؛ نه سؤالهای ناظر به عمل.
در روزگار ما، یکی از تأسفانگیزترین چیزها که باید برای همه پیامآوران رهاسازی انسان، همچون فاجعهای تلقی شود، تحریف مفهوم توحید است؛ یعنی تحریف اصولیترین محتوای ادیان؛ زیرا هیچ مفهوم دیگری را نمیتوان نشان داد که در سراسر تاریخ، بدین اندازه به کارِ رهاسازی انسان آمده و مبشّر نجات خلقهای ستمدیده باشد…
گفتیم که جبههبندیهای آغاز طلوع اسلام میتواند حقیقت مهمی را درباره توحید روشن سازد.
لازم است قبلاً بدانیم که توحید برخلاف برداشت عامیانه رایج که آن را صرفاً یک نظریه فلسفی و ذهنی تلقی میکند، یک دکترین اجتماعی و اقتصادی و سیاسی است.
انسانهایی که به گونهای مقهور سرپنجه تسلیم و اسارت غیرخدایند (اسارت فکری و فرهنگی، اسارت اقتصادی، اسارت سیاسی) با توجه به مفهوم گسترده عبادت، در چنبر بردگی و عبودیت بندگانی همانند خود گرفتار آمدهاند، و برای خدا کفو و رقیب گرفتهاند. توحید این شیوه زندگی را نفی میکند. انسان را فقط بنده خدا میداند و او را از بندگی و اسارت هر کس یا هر نظامی و بهطور کلی، هر عامل مسلط دیگری که در برابر خدا و رقیب و «ندّ» او باشد، آزاد میسازد.
الف – از دیدگاه یک جهانبینی عمومی:
عنصر فاخر و ارجمندِ انسان، بسی ارزندهتر از آن است که اسیر و مقهور و ذلیل در برابر هر کسی بهجز خدا باشد. تنها آن هستیِ مطلق و کمالِ زیبایی مطلق است که میشاید انسان شیفته و ستایشگر و نیایشگر او شود.
