روایت یک موبایل قاپی: حالا گوشی‌ام در دست چوپانی از هرات است!

صحنه‌ای که دیدم این بود که دو پسر، شاید هم سن و سال‌های خودم که ممکن بود هزار بار توی خیابانی از کنارشان گذشته باشم، نشسته بودند روی موتور.

صحنه‌ای که دیدم این بود که دو پسر، شاید هم سن و سال‌های خودم که ممکن بود هزار بار توی خیابانی از کنارشان گذشته باشم، نشسته بودند روی موتور.

روایت یک موبایل قاپی: حالا گوشی‌ام در دست چوپانی از هرات است!

به گزارش اعتماد، بعد، از فاصله‌ای نزدیک از جلوی من رد شدند و نفری که ترک موتور نشسته بود خیلی راحت انگار که بخواهد گوشی‌ام را بگیرد و مدلش را برانداز کند یا بخواهد با آن به کسی یک زنگ بزند، آن را از دستم گرفت. اول به گوشی نگاه کرد و بعد به من که هاج و واج نگاهش کردم و پرسیدم «چی کار می‌کنی آقا؟»

منبع : سازمان خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (سیتنا)

برای مشاهده متن کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *