روایت یک عصر بهشتی

بچه‌ها کنار مزار شهدای گمنام نشستند، بی‌هیاهو و سرشار از احترام  کنارشان نشستم و برایشان از شهدای گمنام گفتم  که به حرف رهبرشان گوش دادند تاپای جان از خاک کشورشان دفاع کردند و نگذاشتند ذره‌ای از خاک کشورمان دست دیگران بیفتد.

بچه‌ها کنار مزار شهدای گمنام نشستند، بی‌هیاهو و سرشار از احترام  کنارشان نشستم و برایشان از شهدای گمنام گفتم  که به حرف رهبرشان گوش دادند تاپای جان از خاک کشورشان دفاع کردند و نگذاشتند ذره‌ای از خاک کشورمان دست دیگران بیفتد.

شنبه, 10 مرداد 1405 ,21:42

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «هرمز»؛ ناهید سیمابه، مبلغ فعال مدرسه‌‌ علمیه‌ نرجسیه‌(س) در یادداشتی نوشت: یک عصر بهشتی قرار بود قلب‌های کوچک و پاک بچه‌های حلقه صالحین شهید آبراهه، مهمان شهدای گمنام شهرمان شود هوا کمی خنک بود و بچه‌ها با شوق و ذوق آماده شده بودند. 

دست‌هایشان را گرفتم و به سمت مزار شهدای گمنام رفتیم. وقتی رسیدیم  بچه‌ها جلو رفتند اول به همه شهدا سلام کردند، سلامی که انگار از عمق جانشان برمی‌خاست. بعد کنار مزارشان نشستند، بی‌هیاهو و سرشار از احترام  کنارشان نشستم و برایشان از شهدای گمنام گفتم  که به حرف رهبرشان گوش دادند تاپای جان از خاک کشورشان دفاع کردند و نگذاشتند ذره‌ای از خاک کشورمان دست دیگران بیفتد.

از امام شهیدمان گفتم که تا لحضه آخر جنگید و بیعت نکرد با یزیدیان و از رهبر جوانمان، امام سید مجتبی خامنه‌ای برایشان گفتم که وضیفه خیلی مهمی که امروز، داریم این است که به حرف رهبرمان گوش دهیم مثل این دو شهید گمنامی که به حرف رهبرشان گوش دادند تا اخرین قطره خون شان 

منبع  : سایت خبری هرمز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *