روایت یک ظهر باورنکردنی جنگی در تهران/ وقتی خیابان پیروزی بوی باروت گرفت

حمله به اداره برق و پادگان مجاور فروشگاه اتکا، موج انفجاری ایجاد کرد که خسارات آن تا چند خیابان آنسوتر هم ادامه یافت. صاحب مغازه طوطی سبزی را که دیگر جانی در بدن ندارد، بغل کرده و از ته دل می‌گرید: «مثل بچه‌ام بود. تا می‌آمدم می‌گفتم فندق کو؟ ۱۴ ساله که بزرگش می‌کردیم.»
حمله به اداره برق و پادگان مجاور فروشگاه اتکا، موج انفجاری ایجاد کرد که خسارات آن تا چند خیابان آنسوتر هم ادامه یافت. صاحب مغازه طوطی سبزی را که دیگر جانی در بدن ندارد، بغل کرده و از ته دل می‌گرید: «مثل بچه‌ام بود. تا می‌آمدم می‌گفتم فندق کو؟ ۱۴ ساله که بزرگش می‌کردیم.»

روایت یک ظهر باورنکردنی جنگی در تهران/ وقتی خیابان پیروزی بوی باروت گرفت

اقتصاد۲۴- میدان شهدای تهران چهار روز مانده به نوروز هدف حمله موشکی قرار گرفت. اداره برق شرق تهران و یک پادگان جنب فروشگاه اتکا هدف این حمله بودند. یکی از نزدیک‌ترین تجربه‌هایم به جنگ؛  جنگی که موج انفجار آن تا چند خیابان آنسوتر هم رسید و هم جان انسان‌ها را گرفت، هم حیوانات را. نه به خودروهای عبوری رحم کرد و نه موتورسیکلت‌هایی که پارک شده بودند.

به گزارش فرارو، دکور بیرونی تمام مغازه‌ها و خانه‌های روبه‌روی اداره برق شهدا (همان ابتدای خیابان پیروزی) فروریخته بود. تکه‌های آسفالت از محل انفجار وسط خیابان پرت شده بود و روی مردم و ماشین‌های عبوری فرود می‌آمد. یک نفر فریاد زد: «دوباره دارند می‌زنند!» همه جیغ کشیدند و به سمت کوچه‌ها دویدند. من نتوانستم، یک تکه سیم‌خاردار دور پایم گره خورده بود. خوشبختانه اطلاعات نادرستی را فریاد زد اما همان چند ثانیه کافی بود تا حس مرگ را زیر پوستم حس کنم. حسی که می‌گوید «دیگر تمام شد…»

منبع  : اقتصاد 24

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *