
اقتصاد۲۴– مادر سجاد میگوید: غزل حدود ۴ ماه قبل از خانه خارج شد. مثل همیشه که به خانواده پدرش یا دوستانش سر میزد. اما آن روز به خانه برنگشت. نگران که شدیم سراغش را از خانوادهاش گرفتیم. آنجا هم نرفته بود. به دوستان، آشنایان و هر کسی که احتمال میدادیم ممکن است غزل آنجا رفته باشد، گفتیم، اما خبری از او نبود؛ تا اینکه بعد از یک هفته به دوستان خودش اطلاع داد که در ترکیه است.
* تمام اطلاعاتی که از غزل دریافت میکردیم از طریق دوستانش بود و هر بار که خبری میرسید پسرم میمرد و زنده میشد. خیلی تلاش کردیم کسی متوجه این قضیه نشود، اما هر چه از نبودن غزل میگذشت اطرافیان بیشتر کنجکاو میشدند که عروس خانواده کجاست و چرا از او خبری نیست. مادر قاتل مدعی است که ازدواج پسر او و غزل اجباری نبود. «ما هم برایش کم نگذاشتیم. برای ۲ پسرم یک شب عروسی گرفتیم. خانه ما بزرگ است، بالای خانه ۲ واحد ساختیم.
بیشتر بخوانید: روایت قتل غزل حیدرنوا ، دختر اهوازی از زبان پدرش
