
«مامان، من شهید میشوم»؛ روایت مادر شهید امیرمحمد کریمی، پسربچه چهار سالهای که در تجاوز آشکار آمریکایی-صهیونیستی به شهادت رسید.
خبرگزاری مهر – مجله مهر؛ مریم علیبابایی: چهار سال و نیم. همینقدر فرصت بود برای برآورده شدن آرزوی مادر یعنی سردار شدن، برای آرزوی دو ماهه خودش؛ شهید شدن که در دلشجوانه زده بود و چند بار برای مادر تعریف کرده بود، فقط چهار سال و نیم بازی، دویدن، شیطنت و شهادتی که شده بود جزیی از وجودش. برای مادر، «امیرمحمد» هیچوقت «فقط پسرش» نبود. او رفیقی بود که چهار سال و نیم تمام، شانهبهشانهاش زندگی کرده بود؛ پسری پرجنبوجوش، بیباک و آنقدر شیطان که حتی خوابیدن در تخت خودش را هم دوست نداشت. مادر میگوید اصلاً قرار نبود آن شب، امیرمحمد همراه خواهرش کیانا به عروسی برود.
«امیرمحمد خیلی شیطون بود. همیشه میگفتم کیانا (خواهر امیر محمد) او را با خودش نبرد، چون شیطنتش زیاد بود. اصلاً از باباش جدا نمیشد. حتی شبها همیشه کنار پدرش میخوابید.» اما آن شب، مسیر زندگی خانواده کریمی، برای همیشه عوض شد.
