روایت سقوط؛ چرایی یک انتخاب در سینمای امروز

انتخاب زاویه دید در یک روایت، همواره یک تصمیم استراتژیک برای کارگردان و تیم تولید است.

انتخاب زاویه دید در یک روایت، همواره یک تصمیم استراتژیک برای کارگردان و تیم تولید است.

جوان آنلاین: در میان آثاری که به بازخوانی تاریخ معاصر می‌پردازند، فیلم «تاکسیدرمی» محصول سازمان سینمایی سوره که به تازگی روی پرده سینما رفته است، رویکردی قابل تأمل را در پیش گرفته است. این اثر، در مواجهه با روایت‌پردازی، انتخابی بنیادین داشته که می‌تواند نقطه تمایز آن با بسیاری از فیلم‌های مشابه باشد. پرسشی که در ذهن برخی از مخاطبان شکل می‌گیرد، این است که چرا داستان از منظر کاراکتری بیرونی و شاید همذات‌پنداری‌پذیرتر مانند «خورشید»، روایت نشده و به جای آن، تمرکز بر شخصیت «عبدالرضا» قرار گرفته است؟ پاسخ به این پرسش، نه تنها کلید درک اهداف «تاکسیدرمی» است، بلکه می‌تواند به تحلیل رویکرد‌های نوین در سینمای ایران یاری رساند. 

انتخاب زاویه دید در یک روایت، همواره یک تصمیم استراتژیک برای کارگردان و تیم تولید است. اگر هدف صرفاً طرح یک بیانیه سیاسی و تقبیح یک دوره تاریخی خاص- مثلاً «پهلوی بد است» – بود، شاید روایت از دید یک ناظر بیرونی که با فاصله به رویداد‌ها می‌نگرد، انتخابی مناسب‌تر به نظر می‌رسید. در چنین حالتی، مخاطب به راحتی می‌توانست با کاراکتر بیرونی همذات‌پنداری کند و به قضاوت درباره حوادث بپردازد. اما «تاکسیدرمی» مسیری دیگر را برگزیده است. 

تصمیم بر این بوده است که مخاطب در کنار کاراکتر عبدالرضا قرار گیرد چراکه سیر تبدیل شدن او، از انسانی با تمام ابعاد خیر و شر وجودش، به فردی که به پایین‌ترین درجات اخلاقی سقوط می‌کند، قابلیت بیانی عمیق‌تر و ملموس‌تری دارد. این انتخاب، به جای نمایش صرفاً نتیجه یک سقوط، بر فرایند سقوط تمرکز می‌کند. فیلم نمی‌خواهد عبدالرضا را از ابتدا به عنوان نمادی از شرارت یا فساد مطلق به تصویر بکشد، بلکه به دنبال کاوش در لایه‌های درونی او و نمایش چگونگی گام به گام فرو رفتن او در تباهی است. این رویکرد، در تضاد با نمایش کاریکاتوری از سقوط است که ممکن است صرفاً یک حادثه را بدون پرداخت به جزئیات روان‌شناختی آن برجسته کند. تمرکز بر تحولات درونی و انتخاب‌های سرنوشت‌ساز عبدالرضا، اهمیت اصلی را در روایت این فیلم تشکیل می‌دهد. شاید در نگاه اول، این شیوه روایت برای برخی نامتعارف به نظر برسد، اما هدف اصلی، انتقال پیامی است که همزمان ابعاد فردی و اجتماعی را در بر گیرد. 

این رویکرد، به فیلم عمق روان‌شناختی می‌بخشد و آن را از سطح یک شعار سیاسی صرف بالاتر می‌برد. سقوط عبدالرضا، تنها یک فروپاشی فردی نیست بلکه می‌تواند نمادی از فروپاشی یک سیستم و جامعه نیز تلقی شود. با قرار گرفتن در کنار او، مخاطب دعوت می‌شود در پیچیدگی‌های ذهنی و اخلاقی او شریک شود و این تحول تدریجی را از درون تجربه کند. این شیوه به مخاطب اجازه می‌دهد ریشه‌های فساد را در تعامل میان ضعف‌های انسانی و یک بستر اجتماعی و سیاسی خاص مشاهده کند. پیام فیلم فراتر از یک مقطع تاریخی معین می‌رود و به ماهیت فساد و فروپاشی اخلاقی در سطوح فردی و جمعی اشاره دارد و اینگونه به مسائل اخلاقی و انتخاب‌های انسانی در هر زمان و مکانی می‌پردازد. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *