
او چنین گفت:«منزل ما در قیطریه بود. یک شب، هنگامی که دیروقت به منزل بازمیگشتم، دختر چهاردهپانزدهسالۀ رهاشده و مجروحی را در حاشیۀ خیابان بهطور اتفاقی مشاهده کردم.»
«روز بعد یا یکی دو روز پس از آن، آقای سعید مطلبی (فیلمنامهنویس) را یافتم و به او گفتم که طرح کلی داستانی دربارهٔ دختری در همان سنوسال و رهاشده در شهر دارم. آقای مطلبی -البته از روی شکستهنفسی- گفتند که نمیتوانند و پیمان قاسمخانی را معرفی کردند.»
«یک روز، بهطور اتفاقی، پگاه آهنگرانی آمد. با خود فکر کردم: «چرا او نه؟» بهواقع، او «سادگی» را بهخوبی ایفا میکرد. تمام جذابیتش در همان سادگیای بود که در کاراکتر و رفتارش بهنمایش میگذاشت.»
$(document).ready(function(){alt=$(‘article img’).first().attr(‘alt’); $(‘article img’).each(function() {
var thisClass=$(this).attr(‘class’);
var userfloat=$(this).css(‘float’);
if(userfloat==’right’ || userfloat==’left’){
var userstyle=’float:’+userfloat;
}
if(!thisClass){
thisClass=’default-style’;
$(this).next(‘br’).addClass( ‘clearboth’ );
$(this).wrap(‘
