روایت «حسین آقا» از رنج اعتیادی ۵۰ ساله

«همسایمون سمساری داشت، توی حیاطش کلی جنس دست دوم بود، منم از دیوار حیاط بالا می‌رفتم و یه چیزی مثل چراغ گازی می‌دزدیدم، بعد می‌بردم به خودش می‌فروختم. با پولش مواد می‌خریدم و مصرف می‌کردم.»

«همسایمون سمساری داشت، توی حیاطش کلی جنس دست دوم بود، منم از دیوار حیاط بالا می‌رفتم و یه چیزی مثل چراغ گازی می‌دزدیدم، بعد می‌بردم به خودش می‌فروختم. با پولش مواد می‌خریدم و مصرف می‌کردم.»

روایت «حسین آقا» از رنج اعتیادی ۵۰ ساله

به گزارش انصاف نیوز، این بخشی از ماجرای مردی است که دوازده سالگی شروع دردی پنجاه ساله برای او بوده است، پنجاه سال برای هیچ زندگی کردن، از همان سن و سال شروع به مصرف سیگار و بعد از آن حشیش می‌کند، کم کم تریاک، مشروب و هرویین هم جزو نیازهای روزانه‌اش می‌شود، نیازهایی که کودکی و جوانی او را همچون اسارتگاهی به اسیری می‌گیرد و برای درمان این درد بی درمان گاه دست به دزدی‌های کوچک هم می‌زده. روزگارش با اعتیاد، درد و حقارت‌های همیشگی جلو می‌رود، اما از جایی به بعد این مسیر را با خود غریبه می‌بیند و راه دیگری را برمی‌گزیند. حسین آقا حالا ۷۰ سال دارد، باید پیر مردی رنجور و از دست و پا افتاده باشد که اعتیاد همچون میله‌های سلولی انفرادی او را در خود مچاله کرده باشد اما پیرمردی که روبه روی من نشسته تا ماجرای دردی پنجاه ساله را برایم بازگو کند شبیه هیچ دردمندی نیست، اینجا پیرمردی قبراق و سرشار از امید نشسته است و سال‌ها است حامی دیگر بیمارانی شده که قصد ترک این مسیر پر از رنج را دارند.

منبع : سازمان خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (سیتنا)

برای مشاهده متن کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *