روایت جهاد یک قهرمان جنگلی

یونسِ ما گویا هم‌پا و هم‌قدم شده بود با یونسِ خدا … او راهی را برای مبارزه طی می‌کرد که خداوند یونسش را رهنمون شده بود. یونسِ خدا در دل دریا پنهان بود ولی پیامبر بود و مشغولِ مبارزه و جهاد. یونسِ ما اما در دلِ جنگل پنهان شده بود و مشغولِ مبارزه بود.

یونسِ ما گویا هم‌پا و هم‌قدم شده بود با یونسِ خدا … او راهی را برای مبارزه طی می‌کرد که خداوند یونسش را رهنمون شده بود. یونسِ خدا در دل دریا پنهان بود ولی پیامبر بود و مشغولِ مبارزه و جهاد. یونسِ ما اما در دلِ جنگل پنهان شده بود و مشغولِ مبارزه بود.

به گزارش مجله خبری تپور؛ پاییز آمد و پاییز رفت. گویا این برگ‌های خزان که می‌ریزند روی پایِ زمین، گوشه‌ای از خاطراتمان را نیز خزان می‌کنند. اصلاََ انگار اسمش رویش هست: فصلِ خزان! فصلی که گاه، می‌شود خزانِ زندگی، آن هم زندگی‌هایی که با خودشان عشق، مرام و معرفت آورده بودند رویِ زمینِ خدا و حالا رفتنشان هم خلأی می‌شود برای بازماندگان، آن هم بازماندگانِ یک مبارز!

منبع  : مجله خبری تپور

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *