روایت ترامپ از درگیری کوچک در هیروشیما و ناکازاکی!

سفر اخیر دونالد ترامپ به شرق آسیا، پرده از نگاه خطرناک و ضدبشری ساختار سیاسی آمریکا برداشت؛ جایی‌که او بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی را «درگیری کوچک» خواند. این تعبیر، نه اشتباه زبانی، بلکه بازتاب تفکری است که جنایت را ابزار سیاست می‌داند و سلطه را به‌جای دوستی می‌نشاند.

تاریخ انتشار: ۰۸ آبان ۱۴۰۴ – ۱۶:۴۵

سفر اخیر دونالد ترامپ به شرق آسیا، پرده از نگاه خطرناک و ضدبشری ساختار سیاسی آمریکا برداشت؛ جایی‌که او بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی را «درگیری کوچک» خواند. این تعبیر، نه اشتباه زبانی، بلکه بازتاب تفکری است که جنایت را ابزار سیاست می‌داند و سلطه را به‌جای دوستی می‌نشاند.

 اظهارات ترامپ در ژاپن، در ظاهر ناظر بر روابط دوستانه آمریکا و ژاپن بود، اما در واقع نوعی تطهیر فاجعه‌ای بود که هنوز سایه‌اش بر نسل‌های ژاپنی سنگینی می‌کند. دو بمب اتمی، بیش از دویست هزار انسان را در دم سوزاند و هزاران نفر دیگر را تا دهه‌ها با رنج‌های ژنتیکی و روانی درگیر ساخت. ترامپ این جنایت را «درگیری کوچک» می‌نامد، بی‌آن‌که از مسئولیت اخلاقی، انسانی و حقوقی کشورش سخن بگوید. او حتی قانون اساسی تحمیلی به ژاپن و حضور نظامیان آمریکایی را افتخار می‌داند، در حالی که این حضور، یادگار اشغال و تحقیر است. چنین رویکردی نشان می‌دهد که از نگاه ترامپ، تسلیم ژاپن نه نتیجه فاجعه انسانی، بلکه «الگوی موفق کنترل یک ملت» است. در واقع، او از هیروشیما درس انسانیت نگرفت، بلکه آن را نمونه‌ای برای مدیریت از مسیر ارعاب و نابودی می‌بیند.

کارنامه‌ای که با خون نوشته شد

ترامپ وارث ساختار جنایت‌محور آمریکاست؛ ساختاری که دروغ را به نام آزادی و جنگ را به نام دموکراسی صادر می‌کند. از نسل‌کشی بومیان آمریکا و کشتار ویتنام تا حمایت از صدام در جنگ تحمیلی علیه ایران، اشغال عراق و افغانستان، تخریب لیبی و سوریه، و حمایت مستمر از نسل‌کشی صهیونیست‌ها در فلسطین؛ همه نشان از استمرار یک تفکر دارد: امنیت آمریکا در ناامنی دیگران. جنگ‌افروزی، تروریسم اقتصادی، و تأسیس گروه‌های افراطی، چون داعش بخشی از ابزار‌های این تفکر است. چنان‌که امروز میلیون‌ها نفر قربانی سیاست‌هایی‌اند که پشت نقاب حقوق بشر پنهان شده‌اند. ساختار سیاسی آمریکا از زمان پیدایشش، بر ایدئولوژی برتری‌طلبی نژادی و حذف رقبا استوار بوده و ترامپ تنها بیان صریح این روحیه است. او همان زبان بی‌پرده امپراتوری است که در سایه لبخند‌های دیپلماتیک، ویرانی به بار می‌آورد. تداوم این سیاست‌ها در قرن بیست‌ویکم نشان می‌دهد که جهان هنوز با همان منطق استعمار کلاسیک، اما در لباسی مدرن روبه‌رو است.

صلح از مسیر جنگ و دروغ

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *